تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - ماجراى آدم و دورنماى اين جهان
و حوا و شيطان همگى هستند، ولى در آيه بعد بعيد نيست مخاطب تنها آدم و حوا باشند، زيرا آنها هستند كه از زمين برانگيخته مىشوند.
گرچه بعضى از مفسران، كه معمولا تحت تاثير افكار تند غربى قرار دارند، سعى كردهاند به داستان آدم و همسرش، از آغاز تا پايان چهره تشبيه و مجاز و كنايه و به اصطلاح روز" سمبوليك" بدهند و تمام بحثهاى مربوط به اين ماجرا را حمل بر خلاف ظاهر كرده، كنايه از مسائل معنوى بگيرند، ولى شك نيست كه ظاهر آيات حكايت از يك جريان واقعى و عينى مىكند كه براى پدر و مادر نخستين ما واقع شد، و چون، در اين داستان نكتهاى وجود ندارد كه نتوان آن را طبق ظاهر تفسير كرد، و با موازين عقلى سازگار نباشد، (تا قرينهاى براى حمل بر معنى كنايى به دست آيد) دليلى ندارد كه ما ظاهر آيات را نپذيريم و بر معنى حقيقى خود حمل نكنيم.
ولى با اين حال اين جريان حسى و عينى مىتواند اشاراتى به زندگى آينده نوع بشر در اين جهان، در برداشته باشد.
يعنى: در صحنه پرغوغاى زندگى اين جهان، انسانى كه از نيروى" خرد" و" غرائز سركش" تركيب شده، و هر كدام او را به سويى مىكشد، در برابر مدعيان دروغين كه سوابق سوء آنها همچون شيطان روشن است قرار دارد و آنها سعى دارند با وسوسههاى مداوم خود، پرده بر روى عقل و خرد او بيفكنند، و او را به اميد آب به دنبال سراب در بيابان زندگى سرگردان سازند.
تسليم شدن در برابر وسوسههاى آنها، نخستين نتيجهاش فرو ريختن لباس تقوا از اندام آدمى و آشكار شدن زشتىهاى او است.