تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - سرگذشت عبرتانگيز قوم ثمود
ترجمه:
٧٣- و به سوى (قوم) ثمود برادرشان صالح را فرستاديم گفت اى قوم من! خدا را بپرستيد كه جز او معبودى براى شما نيست، دليل روشنى از طرف پروردگار براى شما آمده: اين" ناقه" الهى براى شما معجزهاى است، او را به حال خود واگذاريد كه در سرزمين خدا (از علفهاى بيابان) بخورد و آن را آزار نرسانيد كه عذاب دردناكى شما را خواهد گرفت! ٧٤- و بخاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم عاد قرار داد و در زمين مستقر ساخت، كه در دشتهايش قصرها براى خود بنا مىكنيد و در كوهها براى خود خانهها مىتراشيد، بنا بر اين نعمتهاى خدا را متذكر شويد و در زمين فساد نكنيد.
٧٥- (ولى) اشراف متكبر قوم او، به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند گفتند آيا (راستى) شما يقين داريد صالح از طرف پروردگار خود فرستاده شده است؟ آنها گفتند:
ما به آنچه او بدان ماموريت يافته ايمان آوردهايم.
٧٦- متكبران گفتند (ولى) ما به آنچه شما به آن ايمان آوردهايد كافريم! ٧٧- سپس" ناقه" را پىكردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند اى صالح اگر تو از فرستادگان (خدا) هستى آنچه ما را با آن تهديد مىكنى بياور! ٧٨- سرانجام زمينلرزه آنها را فرا گرفت و صبحگاهان (تنها) جسم بىجانشان در خانههاشان باقى مانده بود! ٧٩- (صالح) از آنها روى برتافت و گفت اى قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شرط خيرخواهى را انجام دادم ولى (چكنم) كه شما خيرخواهان را دوست نداريد.
تفسير:
سرگذشت عبرتانگيز قوم ثمود
در اين آيات به قيام" صالح" پيامبر بزرگ خدا در ميان قوم" ثمود"