تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢ - پرسشها پيرامون حديث منزله
الا انه لا نبى بعدى پاسخ اين ايراد را به خوبى مىدهد، زيرا اگر گفتار پيامبر ص كه مىگويد تو به منزله هارون نسبت به من هستى، مخصوص به زمان حيات پيامبر ص بود، جمله الا انه لا نبى بعدى هيچ لزومى نداشت، زيرا وقتى سخن مخصوص به زمان حيات پيامبر ص باشد، درباره بعد از او سخن گفتن كاملا نامناسب است (و به اصطلاح اين استثناء جنبه منقطع پيدا مىكند كه بر خلاف ظاهر كلام مىباشد).
بنا بر اين وجود اين استثناء به خوبى نشان مىدهد كه گفتار پيامبر ص ناظر به زمان بعد از مرگ او نيز بوده است، منتها براى اينكه اشتباه نشود و كسانى على ع را به نبوت بعد از پيامبر ص بر نگزينند، مىفرمايد: تو همه اين مقامها را دارى ولى بعد از من پيامبر نخواهى بود، بنا بر اين مفهوم كلام پيامبر ص اين مىشود كه تو تمام مقامات هارون را دارى، نه تنها در حيات من، بعد از وفات من هم اين مقامات ادامه خواهد يافت (جز مقام نبوت).
و به اين ترتيب روشن مىشود كه تشبيه على ع به هارون از نظر مقامات است نه از نظر مدت ادامه اين مقامات، هارون نيز اگر زنده مىماند مسلما هم مقام جانشينى موسى را داشت و هم مقام نبوت را.
و با توجه به اينكه هارون طبق صريح قرآن هم مقام وزارت و معاونت موسى ع را داشت و هم شريك در رهبرى (تحت نظر موسى) بود، و هم پيامبر بود، تمام اين مقامات بجز نبوت براى على ع ثابت مىگردد، حتى بعد از وفات پيامبر ص به گواهى جمله الا انه لا نبى بعدى.
ايراد سوم- ايراد ديگرى كه در اين زمينه شده است اين است كه لازمه استدلال به اين حديث آن است كه على ع حتى در زمان پيامبر ص منصب ولايت و رهبرى امت را داشته است، در حالى كه دو امام و دو رهبر در عصر واحد ممكن نيست؟