تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - ٣- افراد ناسپاس در ميان بنى اسرائيل
٣- موضوع ديگرى كه از آيه به خوبى استفاده مىشود اين است كه در ميان بنى اسرائيل به راستى افراد ناسپاس فراوانى بودند، با آنكه آن همه معجزات موسى را مشاهده كردند و آن همه مواهب الهى شامل حالشان شده بود، چيزى از نابودى دشمن سرسختشان فرعون در ميان امواج نگذشته بود، و آنها به لطف پروردگار از دريا گذشتند، اما ناگهان همه اين مسائل را به دست فراموشى سپرده، از موسى تقاضاى بتسازى كردند!.
در نهج البلاغه مىخوانيم يكى از يهوديان در حضور على ع به مسلمانان ايراد كرد و گفت:" شما هنوز پيامبرتان را به خاك نسپرده بوديد كه اختلاف كرديد"؟
على ع اين پاسخ دندانشكن را در جواب يهودى فرمود
انما اختلفنا عنه لا فيه و لكنكم ما جفت ارجلكم من البحر حتى قلتم لنبيكم اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ فقال إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
:" ما درباره دستورات و سخنانى كه از پيامبرمان رسيده اختلاف كردهايم، نه درباره خود پيامبر و نبوتش (تا چه رسد به الوهيت پروردگار) ولى شما پايتان از آب دريا خشك نشده بود كه به پيامبرتان پيشنهاد كرديد، براى ما معبودى قرار بده آن چنان كه اين بتپرستان معبودانى دارند، و او در جواب به شما گفت: شما جمعيتى هستيد كه در جهل غوطهوريد"!
يعنى هم عملشان بيهوده و رنجهايشان بىنتيجه است و هم سرانجام يك قوم