تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٦ - ١- چرا موسى تقاضاى رؤيت كرد؟
در اين آيه چند نكته است كه بايد مورد توجه قرار گيرد:
نخستين سؤالى كه پيش مىآيد اين است، موسى ع كه پيامبر بزرگ و اولوا العزم پروردگار بود و به خوبى مىدانست، خداوند نه جسم است و نه مكان دارد و نه قابل مشاهده و رؤيت است چگونه چنين درخواستى كه حتى در شان افراد عادى نيست از پروردگار كرد؟
گرچه مفسران پاسخهاى مختلفى گفتهاند، ولى روشنترين جواب اين است كه موسى ع اين تقاضا را از زبان قوم كرد، زيرا جمعى از جاهلان بنى اسرائيل اصرار داشتند كه بايد خدا را ببينند تا ايمان آورند (آيه ١٥٣ نساء گواه بر اين مطلب است) و او از طرف خدا ماموريت پيدا كرد كه اين تقاضا را مطرح كند تا همگان پاسخ كافى بشنوند، در حديثى كه در كتاب عيون اخبار الرضا ع از امام على بن موسى الرضا ع نقل شده است نيز به اين موضوع تصريح شده است [١] از قرائن روشنى كه اين تفسير را تاييد مىكند اين است كه در همين سوره آيه ١٥٥ مىخوانيم كه موسى ع پس از اين ماجرا عرض كرد: أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا:" آيا ما را به خاطر عملى كه سفيهان ما انجام دادند، به هلاكت مىرسانى؟" از اين جمله روشن مىشود كه نه تنها موسى ع چنين تقاضايى را نداشت بلكه شايد هفتاد نفرى هم كه با او به ميعادگاه رفته بودند چنين منطقى نداشتند، آنها تنها افراد دانشمند و نمايندگان بنى اسرائيل بودند، تا مشاهدات خود را براى توده جاهل و بيخبر كه پيشنهاد مشاهده پروردگار داشتند بيان كنند.
[١] تفسير نور الثقلين جلد دوم صفحه ٦٥.