تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦ - تفسير گوشهاى از سرگذشت قوم هود
سرگذشت يكى ديگر از پيامبران بزرگ يعنى هود و درگيرىهاى او با قوم و ملتش مىپردازد.
اين جريان در سورههاى ديگرى از قرآن مجيد از جمله سوره" شعراء" و سورهاى كه به نام" هود" در قرآن نامگذارى شده مشروحتر آمده است، در آيات مورد بحث تنها فشردهاى از گفتگوهاى هود و مخالفانش و سرانجام زندگى آنها بازگو شده است.
نخست مىفرمايد:" ما به سوى جمعيت عاد، برادرشان هود را فرستاديم" (وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً).
قوم" عاد" مردمى بودند كه در سرزمين" يمن" زندگى مىكردند، از نظر قدرت جسمانى و ثروت سرشارى كه از طريق كشاورزى و دامدارى به آنها مىرسيد، ملتى نيرومند و قوى بودند، ولى انحرافات عقيدهاى مخصوصا بتپرستى و مفاسد اخلاقى در ميان آنها غوغا مىكرد.
" هود" كه از آنان بود و با آنها خويشاوندى داشت، از طرف پروردگار مامور دعوت آنها به سوى حق و مبارزه با فساد گرديد، و شايد تعبير به" اخاهم" (برادرشان) اشاره به همين پيوند نسبى باشد كه در ميان هود و قوم عاد بود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه تعبير به" برادر" در مورد حضرت هود و همچنين در مورد چند نفر ديگر از پيامبران الهى مانند نوح (سوره شعراء- ١٠٦) و صالح (سوره شعراء- ١٤٢) و لوط (سوره شعراء- ١٦١) و شعيب (سوره اعراف- ٨٥) به خاطر اين باشد كه آنها در نهايت دلسوزى و مهربانى، همچون يك برادر، با قوم و جمعيت خود رفتار مىكردند، و از هيچ كوشش و تلاشى براى هدايت آنها فروگذار نكردند، اين تعبير در مورد كسانى كه نهايت دلسوزى در باره فرد يا جمعيتى به خرج مىدهند گفته مىشود، به علاوه اين تعبير حاكى از يك نوع برابرى و نفى هر گونه تفوقطلبى و رياستطلبى است، يعنى اين مردان