تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - تفسير
بازمىگرديد.
٣٠- جمعى را هدايت كرده و جمعى را (كه شايستگى نداشتهاند) گمراهى بر آنها مسلم ..
آنها (كسانى هستند كه) شياطين را به جاى خداوند، اولياى خود انتخاب كردند و چنين گمان مىكنند كه هدايت يافتهاند.
تفسير:
از آنجا كه در آيه گذشته، سخن از فحشاء كه مفهوم آن هر گونه كار زشتى را شامل مىشود در ميان بود، و تاكيد شده بود كه خداوند هرگز دستور به فحشاء نمىدهد، در اين آيه به اصول دستورات پروردگار در زمينه وظائف عملى در يك جمله كوتاه اشاره شده و سپس اصول عقائد دينى يعنى مبدء و معاد را به طور فشرده بيان مىكند.
نخست مىگويد:" اى پيامبر به آنان بگو پروردگار من به عدالت دستور داده است" (قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ).
و مىدانيم عدالت مفهوم وسيعى دارد كه همه اعمال نيك را در بر مىگيرد، زيرا حقيقت عدالت آن است كه هر چيز را در مورد خود به كار برند و به جاى خود نهند.
گرچه ميان" عدالت" و" قسط" تفاوتى وجود دارد،" عدالت" به اين گفته مىشود كه انسان حق هر كس را بپردازد، و نقطه مقابلش، آن است كه ظلم و ستم كند و حقوق افراد را از آنها دريغ دارد، ولى" قسط" مفهومش آن است كه حق كسى را به ديگرى ندهد، و به تعبير ديگر" تبعيض" روا ندارد، و نقطه مقابلش آن است كه حق كسى را به ديگرى دهد.
ولى مفهوم وسيع اين دو كلمه مخصوصا به هنگامى كه جدا از يكديگر استعمال مىشوند تقريبا مساوى است و به معنى رعايت اعتدال در همه چيز و همه كار و هر چيز را به جاى خويش قرار دادن مىباشد.
سپس دستور به يكتاپرستى و مبارزه با هر گونه شرك داده، مىفرمايد:" توجه