تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢ - تفسير گوشهاى از نعمتهاى خدا به بنى اسرائيل
از اين جمله استفاده مىشود كه اين دوازده چشمه كه از آن صخره عظيم جوشيد نشانهها و تفاوتهايى داشته است، آن چنان كه هر كدام از اسباط بنى اسرائيل چشمه خود را مىشناختند و اين خود سبب مىشد كه اختلافى در ميان آنها بروز نكند و نظم و انضباط حكمفرما گردد و آسانتر سيراب شوند.
نعمت ديگر اينكه در آن بيابان سوزان كه پناهگاهى وجود نداشت،" ابر را بر سر آنها سايهافكن ساختيم" (وَ ظَلَّلْنا عَلَيْهِمُ الْغَمامَ).
بالآخره چهارمين نعمت اين بود كه" من و سلوى را به عنوان دو غذاى لذيذ و نيروبخش بر آنها فرستاديم" (وَ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى).
درباره" من" و" سلوى" اين دو غذاى مطبوع و مفيد كه خداوند به بنى اسرائيل در آن بيابان ارزانى داشت، مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند كه ما در جلد اول همين تفسير ذيل آيه ٥٧ سوره بقره بيان كرديم و گفتيم بعيد نيست كه" من" يك نوع عسل طبيعى بوده كه در دل كوههاى مجاور وجود داشته و يا شيرههاى مخصوص نباتى بوده كه در درختانى كه در گوشه و كنار آن بيابان مىروئيده ظاهر مىشده است، و" سلوى" يك نوع پرنده حلال گوشت شبيه به- كبوتر بوده است [١] و به آنها گفتيم" از غذاهاى پاكيزهاى كه در اختيار شما گذاردهايم بخوريد" (و فرمان خدا را به كار بنديد) (كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ).
اما آنها خوردند و كفران و ناسپاسى كردند، آنها" به ما ستم نكردند بلكه به خودشان ستم روا داشتند" (وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) بايد توجه داشت كه مضمون اين آيه با تفاوت مختصرى، در سوره بقره آيات ٥٧ و ٦٠ آمده است، منتهى در آنجا به جاى" انبجست"،" انفجرت".
آمده است، و به عقيده جمعى از مفسران تفاوت اين دو عبارت در اين است كه
[١] توضيح بيشتر درباره" من و سلوى" را در جلد اول تفسير نمونه از صفحه ١٧٨ تا ١٨٠ مطالعه فرمائيد.