تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - انتظارات بيجا و محال!
كه اين برنامه روشن نيز در آنها تاثير نمىكند، گويا انتظار نابودى خويش، يا از ميان رفتن آخرين فرصت، و يا انتظار امور محالى را مىكشند.
نخست مىگويد:" آنها جز اين انتظار ندارند كه فرشتگان مرگ به سراغشان بيايند!" (هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ)" يا اينكه پروردگارت به سراغ آنها بيايد" و او را ببينند، و ايمان بياورند!! (أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ) در حقيقت آنها انتظار امر محالى را مىكشند، نه اينكه آمدن خداوند يا مشاهده او امكانپذير باشد، و اين درست به آن مىماند، كه به شخص قاتل لجوجى كه پس از ارائه مدارك كافى، باز منكر جرم خود مىباشد، بگوئيم اگر اينهمه مدارك را قبول ندارى لا بد انتظار دارى شخص مقتول زنده شود و در دادگاه حضور يابد و شهادت بدهد كه تو او را كشتهاى! سپس مىگويد:" يا اينكه بعضى از آيات و نشانههاى پروردگار كه در آستانه رستاخيز و پايان جهان، واقع مىشود، و به دنبال آن درهاى توبه بسته خواهد شد، انجام گيرد" (أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ).
بنا بر اين تعبير به" آياتِ رَبِّكَ" اگر چه به صورت كلى و سربسته ذكر شده اما مىتواند به قرينه جملههاى بعد كه تفسير آن خواهد آمد، به معنى نشانه- هاى رستاخيز بوده باشد، مانند زلزلههاى وحشتناك، و بىفروغ شدن خورشيد و ماه و ستارگان و امثال اينها.
و يا اينكه منظور از آن درخواستهاى نامعقولى بوده است كه آنها از پيامبر ص داشتند، از جمله اينكه مىگفتند ايمان نمىآوريم مگر اينكه سنگهاى آسمانى بر سر ما ببارد و يا بيابان خشك و سوزان حجاز پر از چشمهها و نخلستانها شود!.
و به دنبال آن اضافه مىكند:" آن روز كه چنين آيات صورت پذيرد، ايمان