تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢ - ١- چگونه دست به گناه زدند؟
(فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ) [١] شك نيست كه اين فراموشى، فراموشى حقيقى كه موجب عذر است نبود، بلكه آن چنان بىاعتنايى به فرمان خدا كردند كه گويى به كلى آن را فراموش نمودهاند.
در اينجا به چند موضوع بايد توجه كرد:
در اينكه اين جمعيت، قانونشكنى را از كجا شروع كردند، در ميان مفسران گفتگو است، از بعضى از روايات چنين استفاده مىشود كه نخست دست به حيله به اصطلاح شرعى زدند، در كنار دريا حوضچههايى ترتيب دادند و راه آن را به دريا گشودند، روزهاى شنبه راه حوضچهها را باز مىكردند، و ماهيان
[١]" بئيس" از ماده" باس" (بر وزن ياس) به معنى شديد است.
[٢]" عتوا" از ماده" عتو" (بر وزن غلو) به معنى خوددارى از اطاعت فرمان است و اينكه بعضى از مفسران آن را تنها به معنى خوددارى تفسير كردهاند بر خلاف چيزى است كه ارباب لغت گفتهاند.