تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - تفسير مربى و قابليت هر دو لازم است
نمىروياند" (وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً) [١] همچنين فرمان رستاخيز، گر چه سبب تجديد حيات و جان گرفتن انسانها مىگردد، ولى همه انسانها يكسان وارد محشر نمىشوند، آنها نيز همانند زمينهاى شيرين و شورهزار با هم متفاوتند، تفاوتى كه از اعمال و عقائد و نياتشان سرچشمه مىگيرد.
و در پايان آيه مىفرمايد:" اين چنين آيات را براى كسانى كه شكرگزارند و از آن استفاده مىكنند و راه هدايت را مىپويند بيان مىكنيم" (كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ).
آيه فوق در حقيقت اشاره به يك مساله مهم است كه در زندگى اين جهان و جهان ديگر در همه جا تجلى مىكند، و آن اينكه تنها" فاعليت فاعل" براى به ثمر رسيدن يك موضوع، كافى نيست بلكه استعداد و" قابليت قابل" نيز شرط است، از دانههاى باران حياتبخشتر و لطيفتر تصور نمىشود، اما همين بارانى كه در لطافت طبعش كلامى نيست در يك جا سبزه و گل مىروياند و در جاى ديگر خس و خاشاك!
[١]" نكد" به معنى شخص بخيل و ممسكى است كه به آسانى چيزى به كسى نمىدهد و اگر هم بدهد بسيار ناچيز و كم ارزش خواهد بود، زمينهاى شورهزار و نامساعد در آيه فوق تشبيه به چنين كسى شده است.