تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧ - هر جمعيتى سرانجامى دارد
و اگر درست در وضع جوامع انسانى و بدبختيهايى كه دامن آنها را مىگيرد دقت كنيم خواهيم ديد كه قسمت مهمى از اين بدبختيها از شايعهسازى و سخن گفتن بدون اطلاع و گواهى به ناحق و اظهار نظرهاى بىمدرك سرچشمه مىگيرد.
[سوره الأعراف (٧): آيه ٣٤]
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ (٣٤)
ترجمه:
٣٤- براى هر قوم و جمعيتى زمان و مدت (معينى) است و به هنگامى كه مدت آنها فرا رسد نه ساعتى از آن تاخير مىكنند و نه بر آن پيشى مىگيرند.
تفسير:
هر جمعيتى سرانجامى دارد
در اين آيه خداوند به يكى از قوانين آفرينش يعنى فنا و نيستى ملتها، اشاره مىكند و بحثهاى مربوط به زندگى فرزندان آدم در روى زمين و سرانجام و سرنوشت گنهكاران كه در آيات قبل گفته شد با اين بحث روشنتر مىشود.
نخست مىگويد:" براى هر امتى زمان و مدت معينى وجود دارد" (وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ).
" و به هنگامى كه اين اجل فرا رسد، نه لحظهاى تاخير خواهند كرد و نه لحظهاى بر آن پيشى مىگيرند" (فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ).
يعنى ملتهاى جهان همانند افراد، داراى مرگ و حياتند، ملتهايى از صفحه روى زمين برچيده مىشوند، و بجاى آنها ملتهاى ديگرى قرار مىگيرند، قانون مرگ و حيات مخصوص افراد انسان نيست بلكه اقوام و جمعيتها و جامعهها را نيز