تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - حملات نارواى نويسنده المنار به شيعه
ضاله" كه از بزرگترين دشمنان شيعه هستند ارتباط قائل شده است، در حالى كه مختصر آگاهى از تاريخ شيعه نشان مىدهد كه اينها سخنان موهومى بيش نيست بلكه افترا و تهمت است و از همه عجيبتر، جمعيت" غلات" را (آنها كه در حق على ع غلو كردند و او را به خدايى پذيرفتند) كه در فقه شيعه به عنوان يكى از دستههايى كه كفر آنها قطعى و مسلم است، شناخته شدهاند، به شيعه پيوند داده، و شيعيان را متهم به عبادت اهل بيت و امثال آن كرده است!.
مسلما اگر نويسنده" المنار" تحت تاثير پيشداوريهاى نادرست و تعصبهاى ناروا نبود، و به خود اجازه مىداد كه عقائد شيعه را از خود شيعه بشنود و در كتابهاى خود شيعه بخواند نه در كتب دشمنان آنها، به خوبى مىدانست كه اين نسبتها نه تنها دروغ و افترا است، بلكه مضحك و خندهآور است.
و از همه عجيبتر اينكه پيدايش شيعه را به ايرانيان نسبت دادهاند در حالى كه قرنها پيش از آنكه ايرانىها شيعه باشند، تشيع در عراق و حجاز و مصر بوده است و مدارك تاريخى گواه زنده اين حقيقت است.
[١] به صحيح ترمذى جلد ٣ صفحه ١٠٠- سنن بيهقى جلد اول صفحه ١٣ و جلد دوم صفحه ١٤٨- سنن دارمى جلد ٢ صفحه ٤٣١- كنز العمال جلد اول صفحه ١٥٤ و ١٥٩ و طبقات ابن سعد جلد دوم قسمت ٢ صفحه ٢ و كتب ديگر مراجعه فرمائيد.