تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - تفسير فرار از مسئوليت به بهانه" جبر"
اقامه شهود معتبر به طور قطع عاجزند، چه اينكه هيچ سند و مدركى از انبياى الهى و كتب آسمانى بر تحريم اين امور ندارند، بنا بر اين تنها خودشان كه مدعى هستند، شهادت مىدهند و بديهى است چنين شهادتى مردود است.
به علاوه همه قرائن گواهى مىدهد كه اين احكام ساختگى، صرفا از هوى و هوس و تقليدهاى كوركورانه سرچشمه گرفته و هيچگونه اعتبارى ندارد.
لذا در جمله بعد مىگويد:" از هوى و هوسهاى كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و آنها كه به آخرت ايمان ندارند و آنها كه براى خدا شريك قائل شدهاند، پيروى مكن". (وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ) [١] يعنى بتپرستى آنها و انكار قيامت و رستاخيز و خرافات و هواپرستى آنان گواه زندهاى است، كه اين احكام آنان نيز ساختگى است و ادعايشان در مورد تحريم اين موضوعات از طرف خدا، بى اساس و بى ارزش است.
[١]" يعدلون" از ماده" عدل" (بر وزن كذب) گرفته شده كه به معنى" همتا" و" شريك" و" شبيه" است، بنا بر اين جمله" و هُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ" مفهومش اين است كه آنها همتا و شريك و شبيه براى خدا قائل مىشوند.