تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - تفسير فرار از مسئوليت به بهانه" جبر"
نداريد، تنها از پندارها و خيالات خام پيروى مىكنيد" (إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ).
" بگو خداوند دلائل صحيح و روشن در زمينه توحيد و يگانگى خويش و همچنين احكام حلال و حرام اقامه كرده است هم به وسيله پيامبران خود و هم از طريق عقل، به طورى كه هيچگونه عذرى براى هيچكس باقى نماند" (قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ).
بنا بر اين آنها هرگز نمىتوانند ادعا كنند كه خدا با سكوت خويش، عقائد و اعمال ناروايشان را امضا كرده است، و نيز نمىتوانند ادعا كنند كه در اعمالشان مجبورند، زيرا اگر مجبور بودند، اقامه دليل و فرستادن پيامبران و دعوت و تبليغ آنان بيهوده بود، اقامه دليل، دليل بر آزادى اراده است.
ضمنا بايد توجه داشت كه" حجت" در اصل از ماده" حج" به معنى قصد مىباشد و به جاده و راه كه مقصود و منظور انسان است،" محجه" گفته مىشود، و به دليل و برهان نيز" حجت"، اطلاق مىگردد، زيرا گوينده قصد دارد به وسيله آن مطلب خود را براى ديگران ثابت كند.
و با توجه به معنى" بالغة" (رسا) روشن مىشود كه دلائل خداوند براى بشر از طريق عقل و نقل و بوسيله دانش و خرد، و همچنين فرستادن پيامبران، از هر نظر روشن و رسا است، به طورى كه جاى هيچگونه ترديد براى افراد باقى نماند، و به همين دليل خدا پيامبران را معصوم از هر گونه خطا و اشتباه قرار داده تا هر گونه ترديد و دودلى را از دعوت آنان دور سازد.
و در پايان آيه مىفرمايد:" خداوند اگر بخواهد، همه شما را از طريق اجبار هدايت خواهد كرد" (فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ)