برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - فضيلت تلاوت سوره
و مىگويد: من از مسلمانانم»؟ و با تمام وجودم اسلام را پذيرفتهام (وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ).
اين آيه با صراحت، بهترين گويندگان را كسانى معرفى كرده كه داراى اين سه وصفند: دعوت به اللّه، عمل صالح، و تسليم در برابر حق.
(آيه ٣٤)- بعد از بيان دعوت به سوى خداوند و اوصاف داعيان الى اللّه، روش دعوت را شرح داده، مىگويد: «هرگز نيكى و بدى يكسان نيست» (لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ).
در حالى كه مخالفان حق سلاحى جز بدگويى و افترا و سخريه و استهزاء و انواع فشارها و ستمها ندارند، بايد سلاح شما پاكى و تقوا و سخن حق و نرمش و محبت باشد.
گر چه «حسنه» و «سيّئه» مفهوم وسيعى دارد، تمام نيكىها و خوبيها و خيرات و بركات در مفهوم حسنه جمع است، همان گونه كه هر گونه انحراف و زشتى و عذاب در مفهوم سيئه خلاصه شده است، ولى در آيه مورد بحث آن شاخهاى از «حسنه» و «سيئه» كه مربوط به روشهاى تبليغى است منظور مىباشد.
سپس براى تكميل اين سخن مىافزايد: «بدى را با نيكى دفع كن» (ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ).
به وسيله حق باطل را دفع كن، و با حلم و مدارا، جهل و خشونت را، و با عفو و گذشت به مقابله با خشونتها برخيز، هرگز بدى را با بدى، و زشتى را با زشتى پاسخ مگوى، كه اين روش انتقامجويان است و موجب لجاجت و سرسختى منحرفان مىگردد.
در پايان آيه به فلسفه عميق اين برنامه در يك جمله كوتاه اشاره كرده، مىفرمايد: «ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است گويى دوست گرم و صميمى است»! (فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ).
(آيه ٣٥)- از آنجا كه چنين برخوردى با مخالفان كار ساده و آسانى نيست، و رسيدن به چنين مقامى نياز به خودسازى عميق اخلاقى دارد، در اين آيه مبانى