برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - فضيلت تلاوت سوره
تفسير:
آيا به جاى اين همه خدا، يك خدا را بپذيريم؟! افراد مغرور و خودخواه هم نفوذ ناپذيرند و هم «مطلق گرا» چيزى را جز آنچه با افكار محدود و ناقصشان درك كردهاند به رسميت نمىشناسند.
لذا هنگامى كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله پرچم توحيد را در مكّه برافراشت و بر ضد بتهاى كوچك و بزرگ كه عدد آنها بالغ بر ٣٦٠ بت مىشد قيام كرد «تعجب مىكردند كه چرا پيامبر انذار كنندهاى از ميان آنها برخاسته است»؟ (وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ).
تعجب آنها از اين بود كه محمد صلّى اللّه عليه و اله يك نفر از خود آنهاست.
آنها اين امتياز بزرگ را به عنوان يك نقطه تاريك در دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله تلقى مىكردند و از آن تعجب داشتند.
گاه از اين مرحله نيز فراتر رفتند «و كافران گفتند: اين ساحر دروغگويى است»! (وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ).
نسبت دادن سحر به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به خاطر مشاهده معجزات غير قابل انكار و نفوذ خارق العاده او در افكار بود و نسبت دادن كذب به او به خاطر اين بود كه بر خلاف سنتهاى خرافى و افكار منحطى كه جزء مسلمات آن محيط محسوب مىشد قيام كرد و دعوى رسالت از سوى خدا داشت.
(آيه ٥)- هنگامى كه پيامبر دعوت توحيدى خود را آشكار نمود نگاه به يكديگر مىكردند و مىگفتند: بيائيد چيزهاى ناشنيده بشنويد «آيا او به جاى اين همه خدايان يك خدا قرار داده؟ اين راستى چيز عجيبى است»؟! (أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ).
آرى گاه غرور و خودخواهى و مطلق نگرى و فساد محيط آن چنان بينش و قضاوت انسان را تغيير مىدهد كه از واقعيتهاى روشن تعجب مىكند در حالى كه به خرافات و پندارهاى واهى سخت پاىبند است.
(آيه ٦)- «سركردگان آنها (هنگامى كه از مراجعه به ابو طالب و ميانجيگرى او مأيوس و نااميد شدند از نزد او بيرون آمدند، و گفتند:) برويد و خدايانتان را