برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - درسهاى بزرگ
انبياء پيشين و درسهاى آموزندهاى كه در هر يك نهفته بود موضوع سخن را تغيير داده، به مطلب ديگرى كه به مشركان عرب سخت ارتباط داشته مىپردازد.
مسأله اين است كه جمعى از مشركان عرب به خاطر انحطاط فكرى و نداشتن هيچ گونه علم و دانش خدا را با خود قياس مىكردند و براى او فرزند و گاهى همسر قائل بودند.
نخست مىفرمايد: «از آنان بپرس: آيا پروردگارت دخترانى دارد و پسران از آن آنهاست»؟! (فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ).
چگونه آنچه را براى خود نمىپسنديد براى خدا قائل هستيد! اين سخن طبق عقيده باطل آنهاست كه از دختر سخت متنفر بودند و به پسر سخت علاقمند، و گر نه پسر و دختر از نظر انسانى و در پيشگاه خدا از نظر ارزش يكسانند و معيار شخصيت هر دو پاكى و تقواست.
(آيه ١٥٠)- سپس به دليل حسى مسأله پرداخته، باز به طريق استفهام انكارى مىگويد: «آيا ما فرشتگان را مؤنث آفريديم و آنها ناظر بودند»؟ (أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ).
بدون شك جواب آنها در اين زمينه منفى بود، چه اين كه هيچ كدام نمىتوانستند حضور خود را به هنگام خلقت فرشتگان ادعا كنند.
(آيه ١٥١)- بار ديگر به دليل عقلى كه از مسلمات ذهنى آنها گرفته شده باز مىگردد و مىگويد: «بدانيد آنها با اين تهمت بزرگشان مىگويند:» (أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ).
(آيه ١٥٢)- «خداوند فرزند آورده، ولى آنها به يقين دروغ مىگويند»! (وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ).
(آيه ١٥٣)- در اينجا بار ديگر خداوند آنها را مورد عتاب و سرزنش قرار داده، مىفرمايد: «آيا دختران را بر پسران ترجيح داده است»؟! (أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ).
(آيه ١٥٤)- «شما را چه شده است؟ چگونه حكم مىكنيد»؟! هيچ مىفهميد