برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - ادامه سوره يس
كارى نكنند كه مستوجب اين عقوبات گردد.
(آيه ٤٦)- در اين آيه بار ديگر روى همين معنى تأكيد مىكند و لجاجت و پافشارى اين كوردلان را در ناديده گرفتن آيات الهى و تعليمات پيامبران مشخص ساخته، مىفرمايد: «هيچ آيهاى از آيات پروردگارشان براى آنها نمىآيد مگر اين كه از آن روى گردان مىشوند» (وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ).
نه بيان آيات انفسى در آنها مؤثر است، و نه شرح آيات آفاقى، نه تهديد و انذار، و نه بشارت و نويد به رحمت الهى، آنها به كورانى مىمانند كه نزديكترين اشياء اطراف خود را مشاهده نمىكنند و حتى نور آفتاب را از ظلمت و تاريكى شب فرق نمىنهند!
(آيه ٤٧)- سپس قرآن انگشت روى يكى از موارد مهم لجاجت و اعراض آنها گذارده، مىگويد: «و هنگامى كه به آنها گفته شود از آنچه خدا به شما روزى كرده است (در راه او) انفاق كنيد كافران به مؤمنان مىگويند: آيا ما كسى را اطعام كنيم كه اگر خدا مىخواست او را سير مىكرد، شما تنها در گمراهى آشكاريد»! (وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ).
اين همان منطق بسيار عوامانهاى است كه در هر عصر و زمان از ناحيه افراد خودخواه و بخيل مطرح مىشود كه مىگويند: اگر فلانى فقير است لابد كارى كرده كه خدا مىخواهد فقير بماند، و اگر ما غنى هستيم لا بد عملى انجام دادهايم كه مشمول لطف خدا شدهايم، بنابر اين نه فقر آنها و نه غناى ما هيچ كدام بىحكمت نيست! غافل از اين كه جهان ميدان آزمايش و امتحان است، خداوند يكى را با تنگ دستى آزمايش مىكند، و ديگرى را با غنا و ثروت، و گاه يك انسان را در دو زمان با اين دو، در بوته امتحان قرار مىدهد كه آيا به هنگام فقر، امانت و مناعت طبع و مراتب شكر گزارى را به جا مىآورد؟ يا همه را زير پا مىگذارد، و به هنگام غنا