برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٧ - فضيلت تلاوت سوره
و مىفرمايد: «بگو: انتظار بكشيد كه من هم با شما انتظار مىكشم»! شما انتظار مرگ مرا و من انتظار نابودى شما را با عذاب الهى! (قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ).
(آيه ٣٢)- سپس آنها را مورد شديدترين سرزنشها قرار داده، مىگويد: «آيا عقلهايشان آنان را به اين اعمال دستور مىدهد يا قومى طغيانگرند»؟ (أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ).
اين گونه تهمتها و افترائات فرمان عقل آنها نيست، بلكه سر چشمه همه آنها روح عصيان و طغيانگرى است كه بر اين افراد غالب است.
(آيه ٣٣)- بار ديگر به يكى ديگر از تهمتهاى آنها كه در حقيقت چهارمين تهمت در اين سلسله اتهامات محسوب مىشود اشاره كرده، مىافزايد: «يا مىگويند: قرآن را به خدا افترا بسته، ولى آنان ايمان ندارند» (أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ).
(آيه ٣٤)- ولى قرآن مجيد پاسخ دندانشكنى به آنها داده، مىفرمايد: «اگر راست مىگويند (كه اين كلام بشر است، و ساخته و پرداخته فكر انسان پس آنها نيز) سخنى همانند آن بياورند» (فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ).
شما هم انسانيد و به گفته خود داراى هوش سرشار، و قدرت بيان، و آگاهى و تسلط بر انواع سخن، چرا گويندگان و متفكران شما قادر نيستند سخنى همانند آن بياورند؟! جمله «فليأتوا» (پس بياورند ...) به اصطلاح امر تعجيزى است، و هدف آن است كه عجز و ناتوانى آنها را از مقابله به مثل در برابر قرآن روشن سازد، و اين همان چيزى است كه در علم كلام و عقائد از آن تعبير به «تحدّى» مىكنند، يعنى؛ دعوت مخالفان به معارضه و مقابله به مثل در برابر معجزات.
اين يكى از آياتى است كه به روشنى اعجاز قرآن را روشن مىكند، و مفهوم آن مخصوص معاصران پيامبر نيست، بلكه تمام كسانى كه در همه قرون و اعصار مىگويند قرآن سخن بشر است، و بر خدا افترا بسته شده، آنها نيز مخاطب به اين