برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٦ - فضيلت تلاوت سوره
و «نابغه» و «اعشى» (سه نفر از شعراى جاهليت) از دنيا رفتند (و بساطشان برچيده شد و بساط محمّد نيز با مرگش برچيده خواهد شد) اين را گفتند و پراكنده شدند، آيات مورد بحث نازل گشت و به آنها پاسخ گفت.
تفسير:
در آيات گذشته، قسمتهاى قابل توجهى از نعمتهاى بهشتى و پاداشهاى پرهيزكاران آمده بود، و در اينجا بخشى از عذابهاى دردناك دوزخيان.
نخست مىفرمايد: حال كه چنين است «پس تذكر ده» (فَذَكِّرْ).
چرا كه دلهاى حقطلبان با شنيدن اين سخنان، آمادهتر مىشود، و هنگام آن رسيده است كه سخنان حق را براى آنها بيان كنى.
سپس به ذكر اتهامات و نسبتهاى ناروائى كه دشمنان لجوج و معاند به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىدادند پرداخته، مىفرمايد: «به لطف پروردگارت (و به بركت نعمتهايش) تو كاهن و مجنون نيستى»! (فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ).
قريش براى پراكنده ساختن مردم از اطراف پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله اين تهمتها را به او مىبستند، و عجب اين كه به تضاد اين دو وصف نيز واقف نبودند، زيرا كاهنان افراد هوشيارى بودند، بر خلاف مجنون، و جمع اين دو افترا در آيه فوق شايد اشاره به همين پراكندهگوئى آنها باشد.
(آيه ٣٠)- سپس به سومين اتهام پرداخته- كه آن نيز با صفات گذشته در تضاد است- مىفرمايد: «بلكه آنها مىگويند: او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مىكشيم» (أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ).
تا او زنده است اشعارش رونقى دارد و مردم را به سوى خود جذب مىكند، كمى صبر كنيد تا مرگش فرا رسد و دفتر شعرش، همچون طومار عمرش، پيچيده شود، و در طاق نسيان قرار گيرد، آن روز ما راحت خواهيم شد!
(آيه ٣١)- به هر حال آنها به اين دلخوش مىكردند كه حوادثى پيش آيد و طومار عمر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در هم پيچيده شود، و آنها به گمان خود از اين مشكل بزرگى كه دعوت آن حضرت در سراسر جامعه آنان به وجود آورده بود رهائى يابند.
قرآن با يك جمله پرمعنى و تهديدآميز به اين كوردلان معاند پاسخ مىدهد