برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢ - فضيلت تلاوت سوره
قسمت «معاد» را انكار كرديد تا دستتان كاملا باز باشد.
اين عرضه داشتن بر آتش خود يك نوع عذاب دردناك و هولناك است كه دوزخيان قبل از ورود در آتش تمام قسمتهاى جهنم را از بيرون با چشم خود مىبينند و سرنوشت شوم خويش را مشاهده مىكنند و زجر مىكشند.
(آيه ٢١)- قوم عاد و تند باد مرگبار! از آنجا كه قرآن مجيد بعد از ذكر قضاياى كلى به بيان مصداقهاى قابل ملاحظه آن مىپردازد تا آن كليات را پياده كند، در اينجا نيز بعد از شرح حال مستكبران سركش و هوسران به ذكر داستان قوم عاد كه نمونه واضحى از آن است مىپردازد.
مىگويد: «و (براى اين مشركان مكه) سرگذشت (هود) برادر قوم عاد را ياد آورى كن» (وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ).
سپس مىافزايد: «در آن هنگام كه قومش را در سرزمين احقاف انذار كرد، در حالى كه پيامبران بسيارى قبل از او در گذشتههاى دور و نزديك آمدند و به انذار اين اقوام پرداختند» (إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ).
اكنون ببينيم محتواى دعوت اين پيامبر بزرگ چه بود قرآن مىافزايد: به آنها گفت: «جز خداوند يگانه را نپرستيد» (أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ).
سپس آنها را تهديد كرده، گفت: «من بر شما از عذاب روز بزرگى مىترسم» (إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ).
(آيه ٢٢)- اما اين قوم لجوج سركش در برابر اين دعوت الهى ايستادگى كردند، و به هود «گفتند: آيا تو به سوى ما آمدهاى كه ما را با دروغهايت از خدايانمان برگردانى» (قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا).
«پس اگر راست مىگوئى عذابى را كه به ما وعده مىدهى بياور»! (فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ).
(آيه ٢٣)- ولى «هود» در پاسخ اين تقاضاى نابخردانه چنين «گفت: علم و آگاهى تنها نزد خداوند است» (قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ).
اوست كه مىداند در چه زمان، و با چه شرائطى عذاب استيصال نازل كند نه