برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ٣١)- به تناسب بحثى كه در آيات گذشته پيرامون موضعگيرى مشركان در برابر مسأله معاد بود در اينجا بعضى از صحنههاى دردناك معاد را براى آنها مجسم مىسازد تا به سر انجام كار خويش واقف گردند.
نخست مىگويد: «كافران گفتند: ما هرگز به اين قرآن و كتابهاى آسمانى ديگرى كه قبل از آن بوده ايمان نخواهيم آورد» (وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ).
انكار ايمان نسبت به كتب انبياى پيشين شايد به اين منظور بوده كه قرآن روى اين مطلب تكيه مىكند كه نشانههاى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله در تورات و انجيل به وضوح آمده است، آنها براى نفى نبوّت پيامبر اسلام كتب آسمانى ديگر را نيز نفى مىكنند.
سپس به وضع آنها در قيامت پرداخته روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كرده، مىگويد: «اگر ببينى هنگامى كه اين ستمگران در پيشگاه پروردگارشان (براى حساب و دادرسى) نگه داشته شدهاند در حالى كه هر كدام گناه خود را به گردن ديگرى مىاندازد» از وضع آنها تعجّب مىكنى (وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ الْقَوْلَ).
در اين حال «مستضعفان به مستكبران مىگويند: اگر شما نبوديد ما مؤمن بوديم» (يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ).
آنها مىخواهند به اين وسيله تمام گناهان خويش را بر گردن اين «مستكبران» بىرحم بيندازند، هر چند در دنيا حاضر نبودند چنين برخورد قاطعى با آنها داشته باشند.
(آيه ٣٢)- ولى مستكبران خاموش نمىمانند و «در پاسخ به مستضعفين مىگويند: آيا ما شما را از طريق هدايت باز داشتيم بعد از آن كه هدايت به سراغ شما آمد» و به قدر كافى اتمام حجت شد و پيامبران گفتنىها را گفتند (قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ).
نه ما مسؤول نيستيم، «بلكه خود شما گنهكار بوديد» (بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ).
كه با داشتن آزادى اراده تسليم سخنان بىاساس ما شديد، به كفر و الحاد روى