برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - فضيلت تلاوت سوره
(قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ).
اگر مىبينيد امروز همه با هم آميختهاند و هر كسى ادعا مىكند من بر حقم و اهل نجاتم، اين وضع براى هميشه ادامه پيدا نخواهد كرد، و روز جدايى صفوف سر انجام فراخواهد رسيد، چرا كه «ربوبيت» پروردگار چنين اقتضا مىكند كه «سره» از «ناسره» و «خالص» از «ناخالص» و «حق» از «باطل» سر انجام جدا شوند، و هر كدام در بستر خويش قرار گيرند.
اكنون بينديشيد در آن روز چه خواهيد كرد؟ و در كدامين صف قرار خواهيد گرفت؟ و آيا پاسخى براى سؤالات پروردگار در آن روز آماده كردهايد؟
در پايان آيه براى اين كه روشن سازد اين كار قطعا شدنى است مىافزايد:
«اوست داور و جدا كننده آگاه» (وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ).
اين دو نام كه از اسماء الحسنى الهى است، يكى اشاره به قدرت او بر مسأله جداسازى صفوف مىكند، و ديگرى به علم بىپايان او، چرا كه جدا ساختن صفوف حق و باطل از يكديگر بدون اين دو ممكن نيست.
(آيه ٢٧)- در اين آيه كه پنجمين فرمان به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مىباشد بار ديگر به مسأله توحيد كه سخن را از آن آغاز كرده بود باز مىگردد و با اين مسأله بحث را خاتمه مىدهد.
مىفرمايد: «بگو: كسانى را كه به عنوان شريك به خداوند ملحق ساختهايد به من ارائه دهيد» (قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ).
لذا به دنبال اين جمله با يك كلمه خط بطلان بر همه اين اوهام كشيده مىگويد: «نه هرگز چنين نيست»! (كَلَّا).
اينها هرگز ارزش معبود بودن را ندارند، و در اين پندارهاى شما چيزى از واقعيت نيست، بس است بيدار شويد.
و سر انجام براى تأكيد و تحكيم اين سخن مىگويد: «بلكه تنها اوست خداوند عزيز و حكيم» (بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).
عزت و شكست ناپذيريش ايجاب مىكند كه در حريم ربوبيتش كسى راه