برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥ - فضيلت تلاوت سوره
ما نيز اراده كردهايم آنها را در اين جهان و جهان ديگر سخت كيفر دهيم.
(آيه ٨٠)- اين آيه در حقيقت بيان يكى از علل توطئه گريهاى آنهاست، مىفرمايد: «آيا آنها مىپندارند كه ما اسرار پنهانى و سخنان در گوشى آنها را نمىشنويم»؟ (أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ).
ولى چنين نيست، هم ما مىشنويم، و هم «رسولان و (فرشتگان) ما نزد آنان حاضرند و (نجواى آنها را) مىنويسند» (بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ).
(آيه ٨١)- از آنجا كه در آيات گذشته، مخصوصا در آغاز سوره گفتگو از مشركان عرب و اعتقادشان به وجود فرزند براى خدا در ميان بود. در اينجا از طريق ديگرى براى نفى اين عقايد باطل وارد شده مىفرمايد: به آنها كه دم از وجود فرزندى براى خدا مىزنند «بگو: اگر براى خداوند رحمن فرزندى باشد من نخستين كسى بودم كه به او احترام مىگذاردم و از وى اطاعت مىكردم» (قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ).
زيرا از همه شما ايمان و اعتقادم به خدا بيشتر و معرفت و آگاهيم فزونتر است، و من قبل از شما به فرزند او احترام مىگذاردم از وى اطاعت مىكردم.
(آيه ٨٢)- بعد از اين سخن به دليل روشنى بر نفى اين ادعاهاى واهى پرداخته، مىفرمايد: «منزه است پروردگار آسمانها و زمين، پروردگار عرش از توصيفى كه آنها مىكنند» (سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ).
كسى كه مالك و مدبر آسمانها و زمين است و پروردگار عرش عظيم مىباشد، چه نيازى به فرزند دارد؟
(آيه ٨٣)- سپس به عنوان بىاعتنائى و تهديد اين لجوجان كه خود نوعى ديگر از روش بحث با اين قماش افراد است مىافزايد: «اكنون (كه چنين است) آنها را به حال خود واگذار تا در باطل غوطهور باشند، و سرگرم بازى! تا روزى را كه به آنها وعده داده شده است ملاقات كنند» و ميوههاى تلخ اعمال و افكار زشت و ننگين خود را بچينند (فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ).