برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ٨٦)- چه كسى قادر بر شفاعت است؟ در اينجا همچنان سخن در باره ابطال عقيده شرك و سر انجام تلخ مشركان است، و با دلائل ديگرى بطلان اعتقاد آنها را آشكار مىسازد، نخست مىفرمايد: اگر آنها به گمان شفاعت به سراغ اين معبودان مىروند بايد بدانند كه «معبودانى كه آنها غير از خدا مىخوانند مالك و قادر بر هيچ گونه شفاعتى نيستند» (وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ).
ولى از آنجا كه در ميان معبودان آنها فرشتگان و مانند آنان وجود داشتند در ذيل آيه آنها را استثنا كرده، مىفرمايد: «مگر كسانى كه شهادت به حق دادهاند» (إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ).
ولى چنان نيست كه آنها براى هركس، هر چند بتپرست و مشرك و منحرف از آيين توحيد باشد شفاعت كنند، بلكه «آنها به خوبى مىدانند» براى چه كسى اجازه شفاعت دارند (وَ هُمْ يَعْلَمُونَ).
(آيه ٨٧)- سپس از معتقدات خود مشركان گرفته، به آنها پاسخ دندان شكن داده، مىگويد: «و اگر از آنها سؤال كنى چه كسى آنها را آفريده است؟ بطور مسلم مىگويند: اللّه»! (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ).
لذا در پايان آيه به عنوان ملامت و سرزنش مىگويد: «اكنون (كه چنين است) چگونه از عبادت خدا به سوى غير او باز گردانده و منحرف مىشوند»؟! (فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ).
(آيه ٨٨)- اين آيه از شكايت پيامبر در پيشگاه خدا از اين قوم لجوج و بىمنطق سخن گفته، مىفرمايد: «آنها چگونه از شكايت پيامبر (در پيشگاه خداوند) كه مىگويد: پروردگارا! اينها قومى هستند كه ايمان نمىآورند» غافل مىشوند؟ (وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ).
او مىگويد: من شب و روز با آنها سخن گفتم، از طريق بشارت و انذار وارد شدم، سرگذشت دردناك اقوام پيشين را براى آنها بر شمردم، و آنچه گفتنى بود، گفتم؛ اما با اين همه سخنان گرم من در قلب سرد آنها اثر نگذاشت و ايمان نياوردند، تو مىدانى و آنها.