برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥ - فضيلت تلاوت سوره
به اين راه كشانيده!
(آيه ٢١)- در اين آيه به دليل ديگرى كه ممكن است آنها به آن استدلال كنند اشاره كرده، مىگويد: «يا اين كه ما كتابى را پيش از اين كتاب به آنها دادهايم و آنها به آن تمسّك مىجويند»؟! (أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ).
يعنى آنها براى اثبات اين ادعا بايد يا به دليل عقل متمسك شوند، يا به نقل، در حالى كه نه دليلى از عقل دارند، و نه دليلى از نقل، تمام دلائل عقلى دعوت به توحيد مىكند، و همه انبيا و كتب آسمانى نيز دعوت به توحيد كردند.
(آيه ٢٢)- در اين آيه به بهانه اصلى آنان اشاره كرده كه آن هم در واقع خرافهاى بيش نيست كه پايه خرافه ديگرى شده است، مىفرمايد: «بلكه آنها مىگويند: ما نياكان خود را بر مذهبى يافتيم و ما نيز به آثار آنها هدايت شدهايم» (بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ).
در حقيقت آنها دليلى جز «تقليد كوركورانه» از پدران و نياكان خود نداشتند و عجب اين كه خود را با اين تقليد هدايت يافته مىپنداشتند، در حالى كه در مسائل اعتقادى و زير بنايى فكرى هيچ انسان فهميده و آزادهاى نمىتواند متكى بر تقليد باشد آن هم به صورت تقليد «جاهل از جاهل».
(آيه ٢٣)- در اينجا بحث آيات گذشته را در زمينه بهانه اصلى مشركان براى بتپرستى كه مسأله تقليد نياكان بود ادامه داده، مىگويد: اين تنها ادعاى مشركان عرب نيست، «همين گونه ما در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيغمبرى انذار كننده نفرستاديم مگر اين كه ثروتمندان مست و مغرور گفتند: ما پدران خود را بر مذهبى يافتيم، و ما به آثار آنان اقتدا مىكنيم» (وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ).
(آيه ٢٤)- اين آيه پاسخى را كه انبياى پيشين به آنها مىدادند به وضوح بيان مىكند، مىگويد: «پيامبرشان به آنان گفت: آيا اگر من آئينى روشنتر و هدايت كنندهتر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم» باز هم آن را انكار مىكنيد؟! (قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ).