برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠ - فضيلت تلاوت سوره
داشت، تا همگان سر انجام نيك صبر و شكيبائى و شكر را دريابند».
(آيه ٤٢)- در ميان تمام ناراحتيها و رنجها آنچه بيشتر روح ايوب را آزار مىداد مسأله شماتت دشمنان بود.
اما سر انجام ايوب از بوته داغ اين آزمايش الهى سالم به درآمد، و فرمان رحمت خدا از اينجا آغاز شد كه به او دستور داد: «پاى خود را بر زمين بكوب! اين چشمه آبى براى شستشو و نوشيدن است» (ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ).
چشمهاى خنك و گوارا و شفابخش از بيماريهاى «برون» و «درون».
توصيف آب به خنك بودن شايد اشارهاى باشد به تأثير مخصوص شستشو با آب سرد براى بهبود و سلامت تن، همان گونه كه در طب امروز نيز ثابت شده است.
(آيه ٤٣)- نخستين و مهمترين نعمت الهى كه عافيت و بهبودى و سلامت بود به ايوب بازگشت، نوبت بازگشت مواهب و نعمتهاى ديگر رسيد، و در اين زمينه قرآن مىگويد: «و خانوادهاش را به او بخشيديم» (وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ).
«و همانند آنها را بر آنان افزوديم» (وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ).
«تا رحمتى از سوى ما باشد، و تذكرى براى انديشمندان» (رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ).
(آيه ٤٤)- تنها مشكلى كه براى ايوب مانده بود سوگندى بود كه در مورد همسرش خورده بود و آن اين كه تخلفى از او ديد و در آن حال بيمارى سوگند ياد كرد كه هرگاه قدرت پيدا كند يك صد ضربه يا كمتر بر او بزند، اما بعد از بهبودى مىخواست به پاس وفاداريها و خدماتش او را ببخشد، ولى مسأله سوگند و نام خدا در ميان بود.
خداوند اين مشكل را نيز براى او حل كرد مىفرمايد: به او گفتيم «بستهاى از ساقههاى گندم (يا مانند آن) را برگير، و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشكن»! (وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ).