برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - فضيلت تلاوت سوره
بسيار مىداند.
نخست مىگويد: «و به خاطر بياور بنده ما ايوب را هنگامى كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است» (وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ).
از اين آيه مقام والاى ايوب در پيشگاه خدا به عنوان «عبدنا» (بنده ما) به خوبى استفاده مىشود، و ديگر اين كه اشاره سر بستهاى است به گرفتاريهاى شديد و طاقت فرسا و درد و رنج فراوان ايوب.
شخصى از امام صادق عليه السّلام سؤال كرد: بلائى كه دامنگير ايوب شد براى چه بود؟
امام عليه السّلام در پاسخ او فرمود: خداوند براى اين كه اخلاص ايوب را بر همگان روشن سازد، و او را الگوئى براى جهانيان قرار دهد كه به هنگام «نعمت» و «رنج» هر دو شاكر و صابر باشند به شيطان اجازه داد كه بر دنياى او مسلط گردد.
شيطان از خدا خواست اموال سرشار ايوب، زراعت و گوسفندانش و همچنين فرزندان او از ميان بروند، آفات و بلاها در مدت كوتاهى آنها را از ميان برد، ولى نه تنها از مقام شكر ايوب كاسته نشد بلكه افزوده گشت! او از خدا خواست كه اين بار بر بدن ايوب مسلط گردد، و آن چنان بيمار شود كه از شدت درد و رنجورى به خود بپيچد و اسير و زندانى بستر گردد.
اين نيز از مقام شكر او چيزى نكاست.
ولى جريانى پيش آمد كه قلب ايوب را شكست و روح او را سخت جريحهدار ساخت، و آن اين كه جمعى از راهبان بنى اسرائيل به ديدنش آمدند و گفتند: تو چه گناهى كردهاى كه به اين عذاب اليم گرفتار شدهاى؟! ايوب باز رشته صبر را از كف نداد، تنها رو به درگاه خدا آورد و جملههاى بالا (آيه شريفه) را بيان نمود و چون از عهده امتحانات الهى به خوبى برآمده بود خداوند درهاى رحمتش را بار ديگر به روى اين بنده صابر و شكيبا گشود، و نعمتهاى از دست رفته را يكى پس از ديگرى و حتى بيش از آن را به او ارزانى