برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣ - درسهاى بزرگ
مؤمن توبه كار به لطف الهى نجات يافتند.
هنگامى كه يونس بعد از اين ماجرا به سراغ قومش آمد. در تعجب فرو رفت كه چگونه آنها در روز هجرتش همه بت پرست بودند ولى اكنون همه موحد خدا پرست شدهاند؟
قرآن در اينجا مىگويد: «و او را به سوى جمعيّت يكصد هزار نفرى- يا بيشتر- فرستاديم»! (وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ).
(آيه ١٤٨)- «آنها ايمان آوردند، از اين رو تا مدت معلومى آنان را از مواهب زندگى بهرهمند ساختيم» (فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ).
البته ايمان اجمالى و توبه آنها قبلا بود، ولى ايمان آنها بطور تفصيل به خدا و پيامبرش يونس و تعليمات و دستورات او هنگامى صورت گرفت كه «يونس» به ميان آنها بازگشت.
درسهاى بزرگ:
مىدانيم طرح اين سرگذشتها در قرآن مجيد همه براى هدفهاى تربيتى است چرا كه قرآن كتاب داستان نيست كتاب انسانسازى و تربيت است.
از اين سرگذشت عجيب پندهاى بزرگى مىتوان گرفت:
الف) اين ماجرا نشان مىدهد كه چگونه يك قوم گنهكار و مستحق عذاب مىتوانند در آخرين لحظات مسير تاريخ خود را عوض كنند، و به آغوش پر مهر و رحمت الهى بازگردند و نجات يابند.
ب) اين ماجرا نشان مىدهد كه ايمان به خدا و توبه از گناه علاوه بر آثار و بركات معنوى مواهب ظاهرى دنيا را نيز متوجه انسان مىسازد، عمران و آبادى مىآفريند، و مايه طول عمر و بهرهگيرى از مواهب حيات مىشود.
ج) قدرت خداوند آنقدر وسيع و گسترده است كه چيزى در برابر آن مشكل نيست، تا آن حد كه مىتواند انسانى را در دهان و شكم جانور عظيم و وحشتناكى سالم نگهدارد، و سالم بيرون فرستد.
(آيه ١٤٩)- تهمتهاى زشت و رسوا: بعد از ذكر شش داستان از سرگذشت