تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤١ - ٧/ ١ ٣ كيفر مبلغ بى عمل
٤١٧. رسول خدا صلى الله عليه و آله: شب معراج به مردمى برخوردم كه لبهاى آنان را با قيچىهايى از آتش مىبُريدند. گفتم: اينان چه كسانىاند؟
گفتند: سخنورانى دنيا پرستاند كه مردم را به نيكوكارى فرمان مىدهند، امّا خودشان را از ياد بردهاند، در حالى كه قرآن مىخوانند. آيا نمىانديشند؟
٤١٨. رسول خدا صلى الله عليه و آله: در جهنّم، آسيابهايى است كه با عالمان مىچرخد. آنگاه آن عالمان را به كسانى كه در دنيا ايشان را مىشناختند، نشان مىدهند و اين كسان، مىگويند: چه كسى شما را بدينجا كشانده، با اين كه ما از شما مىآموختيم؟
مىگويند: ما شما را به كارى فرمان مىداديم، ولى خود، با انجام دادن كارى ديگر، بر خلاف شما رفتار مىكرديم.
٤١٩. رسول خدا صلى الله عليه و آله در سفارش خود به ابوذر: اى ابوذر! گروهى از بهشتيان بر گروهى از جهنّميان نگريسته، به آنان مىگويند: چه چيزى شما را در آتش درافكنده، حال آن كه ما به يُمن تعليم و تربيت شما به بهشت وارد شديم؟
و آنان در پاسخ مىگويند: ما شما را به نيكى فرمان مىداديم؛ امّا خود به آن عمل نمىكرديم.
٤٢٠. رسول خدا صلى الله عليه و آله: شخصى را روز قيامت مىآورند و در آتش مىافكنند. رودههاى او در آتش فرو مىافتد و چنان كه الاغ به دور آسيابش مىچرخد، به دور خود مىچرخد. جهنّميان، گِرد او جمع مىشوند و
مىگويند: فلانى! تو اينجا چه مىكنى؟ آيا تو ما را به نيكى فرمان نمىدادى و از بدى باز نمىداشتى؟
او مىگويد: شما را به معروف فرمان مىدادم؛ امّا خود بدان عمل نمىكردم، و از منكرْ نهيتان مىكردم، امّا خودم آن را مرتكب مىشدم.