مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٩٧
خود را به خواهش هاى نفسش خاموش نمايد. هر كس اين چنين كند گويا هوس خود را بر ويرانى عقلش كمك داده و كسى كه عقلش را ويران كند ، دين و دنياى خويش را تباه ساخته است. [١] بنا بر اين ، ويرانىِ عقل ، مساوى است با ويرانىِ دين و ويرانى دين ، برابر است با ويرانىِ عقل.
١٠ . معارضه نداشتن حق با حق
همان طور كه پيش از اين يادآور شديم كه عقل و دين ، هر دو حجّت خداوند براى مردم روى زمين هستند [٢] ، مى توان گفت كه چون آن دو ، لباس حق بر تن دارند ، [٣] هيچ گاه حق با حق ، در تعارض همديگر قرار ندارند. چنانچه ابن رشد بر اين باور است كه : و اگر شريعت اسلام حق است و مردم را به نگريستن امر مى كند تا به حق برسند، ما مسلمانان مى دانيم كه نظر برهانى ، هرگز به مخالفت با آنچه در شرع آمده ، منجر نمى گردد ؛ چه حق با حق ، معارضه ندارد ؛ بلكه همواره موافق با آن است و بدان شهادت مى دهد . [٤]
نتيجه گيرى
انديشه رويارويى عقل ودين كه از زمان هاى بسيار دور رواج داشته، انديشه اى ناصواب است و در جهل به دين و شريعت از يك سو و به حقيقت عقل از سوى ديگر ، ريشه دارد. گاه دين و شريعت را مجموعه اى از امور تعبّدى و فوق عقل تفسير كردند و زمانى آن را عاطفه محض ـ كه در مقابل عقل قرار مى گيرد ـ . گروهى نيز دين
[١] اُصول الكافى ، مصطفوى ، ج ١ ، ص ١٩ ، ح ١٢ .[٢] شرح اُصول الكافى ، ملّا صدرا ، ج ١ ، ص ١٩٣ ، ٣٣٣ ـ ٣٣٥ ، ٣٧٦ و ٥٥٧ ـ ٥٥٨ .[٣] شرح اُصول الكافى ، ملّا صالح ، ج ١ ، ص ٧٨ ؛ الكافى ، ج ١ ، ص ١٢ .[٤] تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ج ٢ ، ص ٦٥٧ .