مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٠١
اميرمؤمنان ـ كه قسيم جنّت و نار است ـ ، منافاتى با ديدن عذاب و دوزخ ندارد و هر دو با هم ، قابل جمع اند .
چهارم . تفسير و تأويل حديث ، به كدامين قسمت از آيه ، مربوط مى شود ؟
به عنوان مثال ، در مواردى چون تفسير آيه «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا» [١] چنين برداشت شده است كه حديث ، در صدد تفسير واژه آخرت يا دنياست ؛ بلكه همان گونه كه شارحان برجسته اى چون علّامه مجلسى گفته اند ، [٢] «ايثار» ، آخرت را مطرح كرده است . البته از مصاديق روشن ايثار دنيا ، رويكرد به سمت مخالفان ولايت و از موارد شاخص و بارز آخرت گرايى ، برگزيدن ولايت خاندان عصمت و طهارت است . بنا بر اين ، سخن از بازگرداندن معناى يك لفظ از مجراى مشخّص آن (يعنى افاده يك مفهوم اعتقادى ، به يك عنصر اعتقادى ديگر) نيست تا موجبات تضعيف يك مبناى دينى را فراهم آورد . پس نتيجه مى گيريم چالشى در اين مورد ، ديده نمى شود و برداشت منفى برخى از نويسندگان ، از پايه و بن ، محلّ تأمّل است . [٣]
پنجم . رواياتى كه موهم تحريف اند
گرچه تعدادى از روايات كه در متن آنها از تنزيل درباره ولايت ، ياد شده ، ممكن است ذهنيت تحريف قرآن را تقويت كنند ، امّا فقط اندكى از آنها توجيه ناپذير نشان مى دهند . نمونه آن ، روايتى است كه طبق آن ، آيه «هَـذَا صِرَ طٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ» ، [٤] صراط على ، قرائت شده است . [٥]
[١] سوره اعلى ، آيه ١٦ .[٢] ر.ك : مرآة العقول ، ج ٥ ، ص ٣١ .[٣] معناشناسى و روش شناسى تأويل ، ص ١٩٦ .[٤] سوره حجر ، آيه ٤١ .[٥] الكافى ، ج ١ ، ص ٤٢٤ ، ح ٦٣ .