مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٦٥
كه منشأ حيات است ، نام برده شده است ؛ حياتى كه ابتدايى ترين مرحله آن ، در گياهان و حيوانات و بالاترين و پاكيزه ترين مرتبه آن ، در فرشتگان و بويژه فرشته وحى است تا جايى كه «روح القدس» نام گرفته است. ٦. انسان از نظر حيات و آثار آن كه شعور و قدرت است ، موجودى با مراتب است و با ايمان و عمل صالح مى تواند درجات حيات طيّب را ـ كه نتيجه تأييد روح است ـ يكى پس از ديگرى طى كند. مولانا اين معنا را نيكو سروده است : از جمادى مُردم و نامى شدم وز نما مردم ز حيوان سر زدم مُردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حمله ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملايك پرّ و سر وز ملك هم بايدم جستن ز جو كلّ شى ء هالك الّا وجهه بار ديگر از ملك قربان شوم آنچ اندر وهم نايد آن شوم . [١] ٧. با تفسير علّامه طباطبايى از روح ـ كه آن نيز برگرفته از روايات الكافى است ـ ، پديده وحى ، چهره اى بسيار عميق تر از آنچه كه در كلام ديگر مفسّران آمده ، پيدا مى كند. طبق اين نظر، وحى ، صرفا آموزش الفاظ و معانى آيات نيست ؛ بلكه آنچه در وحى اتّفاق مى افتد ، نزول يك حقيقت وجودى متعالى به نام روح القدس بر قلب پيامبر است كه وحىِ زبانى نيز در پى آن اتفاق مى افتد. از اين جاست كه مى توان نزول روح القدس بر قلب پيامبران را عاملى مهم در عصمت پيامبران قلمداد كرد. ٨. فيض روح القدس ، اختصاص به پيامبران ندارد، مطابق آيه ٢٢ سوره مجادله ، خداوند ، مؤمنان واقعى را با روح ، مورد تأييد قرار مى دهد و به گفته خواجه حافظ شيراز : فيض روح القدس اَر باز مدد فرمايد ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد .
[١] مثنوى معنوى ، ج٢ ، ص٢٢٢ (دفتر دوم ، بيت ٣٩٠١ـ ٣٩٠٥) .