مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٧١
حكمهم : قال : «وَ جَعَلْنَـهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» ، [١] يقدمون أمرهم قبل أمر اللّه و حُكمهم قبل حُكم اللّه و يأخذون بأهوائهم خلاف ما فى كتاب اللّه عز و جل ؛ [٢] همانا ، امامان ، در كتاب خداى عز و جل دو قسم اند . خداى تبارك و تعالى مى فرمايد : «آنها را امامانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مى كنند» ، نه به امر مردم . امر خدا را بر امر خود مقدم مى دارند و حكم او را پيش از حكم خود قرار مى دهند . مى فرمايد : «آنها را امامانى قرار داديم كه به سوى آتش دعوت مى كنند» . امر خود را بر امر خدا مقدم داشته و حكمشان را پيش از حكم خدا قرار مى دهند و به خاطر هواى نفسشان چيزى را كه بر خلاف كتاب خداست ، اخذ مى كنند . بنا بر اين ، امام ، داراى معناى عامى است كه شامل امامِ هدايتگر و امامِ گم راه كننده مى شود . اما نوشتار حاضر ، درباره امامى است كه از جانب خدا و به عنوان جانشين خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله منصوب شده است . بنا بر اين ، امامت مطرح شده در مباحث شيعى كه مأخوذ از قرآن كريم است ، مقام افتراض طاعة دارد . اين مقام ، مقامى است كه بسيارى از انبياى الهى داراى آن نبودند و نبىّ والا مقامى چون حضرت ابراهيم خليل عليه السلام پس از طى ابتلائات و امتحانات سخت ، به اين مقام نايل آمد ، [٣] در حالى كه قبل از آن داراى مقام عبوديت ، نبوّت، رسالت و خلّت بود . [٤] روشن است كسى كه داراى چنين مقامى مى شود ، بايد خصوصيات و ويژگى هاى متناسب با اين مقام را داشته باشد كه اصلى ترين اين خصوصيات ، عصمت و علم است . به عبارت ديگر ، مقام امر ، نهى و سلطنت بر خلق ، كه مختص خداى تعالى و به
[١] سوره قصص ، آيه ٤١ .[٢] الكافى ، ج ١ ، ص ٢١٦ .[٣] سوره بقره ، آيه ١٢٤ .[٤] سوره يونس ، آيه ٣٥ .