مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٣٣
پس اشكال در كفايت مطلق جزم و معرفتْ سزاوار نيست ، اگر چه از تقليد و كثرت القاى پدر و مادر و ديگران حاصل شود. مرحوم آقاى خويى (همانند شيخ انصارى و آقا ضيا) ، استناد به دليل و برهان را در تحصيل معرفت ، لازم نمى داند و جزم و علم حاصل از تقليد را هم كافى شمرده است . {-١٧-}
٣ . فطرى بودن معرفت خدا
يك . معناى لغوى فطرت
فطرت در لغت ، به معناى شكافتن ، ابتدا و شروع كردن است. خليل بن احمد فراهيدى ، مى گويد: فطر اللّه الخلق ، أى خلقهم و ابتدأ صنعة الأشياء. [٢] احمد بن فارسى ، مى گويد: فطر ، الفاء و الطاء والراء ، أصل صحيح يدلّ على فتح شى ء و ابرازه... والفطرة: الخلقة. [٣] ابن منظور ، مى نويسد: أصل الفطر: الشق. [٤] بر اين اساس ، وقتى گفته مى شود كه معرفت خداى تعالى ، فطرى بندگان است ، يعنى بندگان با آن ، شكافته و خلق شده اند و از ابتداى خلقت انسانى ، معرفت خداى سبحانْ با او بوده است. بر اين معنا ، آيات و روايات فراوانى دلالت دارد كه در اين جا به تعدادى از آنها اشاره مى شود.
[١] . ر.ك : اجتهاد و تقليد ، ص ٤١١.[٢] . كتاب العين ، ص ٧٤٧.[٣] . ر.ك : معجم مقاييس اللغة ، ج ٤ ، ص ٥١٠.[٤] . لسان العرب ، ج ١٠ ، ص ٢٨٥.