مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٨٤
درآمد
جايگاه حديث در عرصه تفسير قرآن كريم ، بر هيچ كس پوشيده نيست . مسلمانان به پيروى از قرآن كريم ، [١] از عهد رسول اعظم صلى الله عليه و آله به اهميت فهم آيات در پرتو حديث و سنّت موافق بوده اند و اين شيوه را معتبر و ارزشمند تلقى مى نمودند ، هر چند به تدريج ، در نوع و ميزان دخالت حديث و سنّت در كشف مقاصد قرآن ، مباحثى پديد آمد . [٢] مكتب شيعه اماميه ، با ايمان و اذعان به حجّيت و اعتبار حديث به عنوان دومين منبع دين شناسى ، با عنايت به گستره دامنه حديث ـ كه مجموعه آموزه هاى رفتارى ، گفتارى و امضايى اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز در بر مى گيرد ـ ، تفسير آن معصومان عليهم السلام را ـ كه راسخان در علم ، توصيف شده اند ـ ، [٣] در موضع برتر نهاده و به پيروى از مضمون و مفاد حديث ثقلين ، قرآن و سنّت را از يكديگر ، تفكيك ناپذير مى داند . بر همين اساس كه ائمه دين ، ابواب مدينه علم و حكمت نبوى محسوب مى شوند ، آموزه هاى تفسيرى آنان هم در حكم آموزه هاى رسول خدا و در حقيقت ، جزئى از آن ، شناخته مى شود . پذيرش اين مبنا ، اگر چه منبع خيرات و منشأ بركات وصف ناپذيرى براى شيفتگان دانش دين به حساب مى آيد ، امّا پيمودن اين راه و دستيابى قرآن پژوهان به مقاصد قرآنى از اين رهگذر ، چندان بى مشكل نيست و به نوبه خود با چالش هايى مواجه گرديده است . از اين رو ، در حجّيت و اعتبار خبر واحد در تفسير قرآن ، بحث و بررسى هايى صورت گرفته است كه طرح آنها در اين مجال ، ميسّر نيست . [٤]
[١] ر.ك : سوره نحل ، آيه ٤٤ : «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ ...» .[٢] ر.ك : التفسير والمفسرون ، ج ٢ ، ص ٢٠ ؛ مناهل العرفان ، ج ٢ ، ص ٤٨٠ .[٣] ر.ك : الكافى ، ج ١ ، ص ١٨٦ و ٢١٢ و ٤١٥ .[٤] ر.ك : الميزان فى تفسير القرآن ، ج ٣ ، ص ٨٩ .