مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٩
خدا كند ، آنچه مى خواهد ، در نزديك تر از آن وقت ، به او مى رسد» . [١] حسن بن جهم مى گويد : به حضرت ابوالحسن عليه السلام عرض كردم : نزد ما دسته اى هستند كه دوستدار امام اند ؛ ولى آن تصميم راسخ را ندارند كه بتوانند در راه عقيده خويش ، از جان و مالشان بگذرند ، و تنها از محبّت امام ، دم مى زنند . فرمود : آنها به واسطه كوتاهى عقل و قصور ادراكشان ، از جمله كسانى كه مورد سرزنش خدا قرار گرفته اند ، نيستند كه خدا مى فرمايد : عبرت گيريد اى صاحبان بصيرت ! و ايشان صاحب بصيرت نيستند . [٢]
نتيجه گيرى
منظور از عقل در بيشتر احاديث وارده در كتاب عقل و جهل الكافى ، عبارت است از : قوّه ادراك و تشخيص خير و شر كه مناط تكليف و پاداش و كيفر است ؛ آن قوّه و ملكه نفسانى اى كه آدمى را به انجام دادن خيرات و اختيار منافع و اجتناب از شرور و مضرّات فرا مى خواند . امّا جهل ، درست در نقطه مقابل عقل قرار دارد كه منشأ ظلمت و غفلت و فقدان نورانيت نفس و روى آوردنش به شرور و مفاسد و گمراهى مى گردد . عقل ، در برابر اوامر و نواهى خالقش كاملاً منقاد و مطيع است و كيفر و پاداش مردم در روز جزا ، به مقدار عقل ايشان است . هر كس عقلش بيشتر باشد ، تكليفش نيز بيشتر است و در روز قيامت ، آدميان به اندازه درجه عقل خود ، مؤاخذه مى شوند . عقل ، از برترين نعمت هاى خداوندى و يك موهبت الهى است كه به واسطه علم و عمل ، استكمال مى يابد و مناط جميع فيوضات دنيوى و اخروى است و جهل ، در
[١] الكافى ، ج ١ ، ص ٢٨ ، ح ٣٣ ؛ اُصول الكافى ، ج ١ ، ص ٣٣ ؛ مرآة العقول ، ص ٩٤ ؛ شرح اُصول الكافى ، ص ٣٢٧ .[٢] الكافى ، ج ١ ، ص ١١ ، ح ٥ ؛ اُصول الكافى ، ج ١ ، ص ١٢ .