مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٨٥
بدين ترتيب ، بهره گيرى از رهنمودهاى تفسيرىِ خاندان رسالت كه بخش مهمّى از ميراث گران سنگ فرهنگى ما به حساب مى آيند و در مجموعه هايى چون الكافى كلينى ، گرد آمده اند ، بدون عبور از چالش هاى راه ، ميسّر نيست و بجز دقت هاى بايسته در متن و سند ـ كه فهم عموم احاديث بدان نيازمند است ـ ، واكاوى هاى ويژه اى نيز مى طلبد . البته مشكلات وادى «تفسير روايى» ، ويژه احاديث اماميه نيستند و اهل سنّت نيز به نوعى درگير چالش هاى حديثى خويشتن بويژه نفوذ «اسرائيليات» بوده و هستند تا آن جا كه سيوطى از امام شافعى نقل مى كند كه : «لم يثبت عن ابن عباس فى التفسير إلّا شبيه بمائة حديث» . [١] سپس مى افزايد : «وهذا العدد الذى ذكره الشافعى لايكاد يذكر بجوار ما روى عن ابن عباس من التفسير» . همچنين به نقل از احمد حنبل [٢] در اين باره مى نويسند كه او محتواى كتب حديثى مربوط به غزوه ها ، پيشگويى ها و تفسير را معتبر نمى دانسته و ابن خلدون هم از نابه سامانى تفسير به مأثور ، به سختى برآشفته است . [٣] امّا قلمرو احاديث تفسيرى اماميه و در حقيقت ، آموزه هاى قرآنى منسوب به اهل بيت عليهم السلام ، درگير پرسش ها و چالش هايى ويژه است و برخورد عالمانه و نقّادانه با متون ياد شده ، اقتضا مى كند كه اين پرسش هاى مطرح شده ، به طور دقيق و جدّى ، پاسخگويى و بررسى شوند ؛ چالش هايى كه برخى از آنها را تنها با پذيرش مبناى اماميه ، مى توان برطرف كرد و چه بسا موضع يك قرآن پژوه شيعى با يك محقّق اهل سنّت در اين خصوص ، متفاوت باشد ، بويژه در تفسير آياتى كه درباره امامت و
[١] الإتقان ، ج ٤ ، ص ١٨٠ ـ ١٨١ .[٢] ثلاث كتب لا اصل لها : المغازى والملاحم والتفسير ، سيوطى . اين سخن ، اگر جنبه مبالغه هم داشته باشد ، نشان از پريشانى و نا به سامانى تفاسير روايى خواهد بود .[٣] ر.ك : المقدمه ، ابن خلدون ، ص ٤٩٠ ـ ٤٩١ .