مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٥٦
مصداق هاى مختلف داشته باشد. علّامه طباطبايى ، ضمن اذعان به اين كه روح در قرآن ، در موارد مختلف و مصاديق متفاوت به كار رفته و همه جا به يك معنا نيست، [١] معتقد است كه در همه موارد ، به معناى حقيقى به كار رفته است. از كلام ايشان استفاده مى شود كه به طور كلى ، دو نوع مصداق براى روح قائل است؛ روح مطلق و روح مقيّد. روح مقيّد نيز مصاديقى دارد ، مانند روح انسان، روح فرشته و... . توضيح آن كه، آيات روح را مى توان به دو دسته تقسيم كرد . يكى آياتى كه روح در آنها به طور مطلق آمده است ، مانند «يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلَئِكَةُ» ، «تَنَزَّلُ الْمَلَئِكَةُ وَ الرُّوحُ» و «تَعْرُجُ الْمَلَئِكَةُ وَ الرُّوحُ» . و ديگرى آياتى كه در آنها روح به صورت مقيّد و مضاف آمده است ، مانند «روح الامين» ، «روح القدس» ، «روحى» ، «روحنا» و «روح منه» . ايشان در باره آيات دسته اوّل معتقد است كه از اين آيات ، اجمالاً فهميده مى شود كه روح ، موجودى مستقل است و حيات ، علم و قدرت دارد و از نوع صفات و احوال قائم به اشياء نيست. [٢] اين روح ، غير از ملائكه است. [٣] در مورد دسته دوم بايد گفت كه در آن موارد، مرتبه اى از روح ، در انسان يا فرشته به وجود مى آيد كه آن نيز حقيقتى است وجودى و منشأ آثار ؛ امّا بايد توجّه داشت كه مطلق ، غير از مقيّد است. [٤] علّامه ، نسبتِ بين روح مقيّد و روح مطلق را نسبتِ «افاضه به مفيض» و سايه به صاحب سايه مى داند. [٥] ايشان تصريح مى كند كه روح موجود در نباتات، روح دميده شده در انسان، روح تأييدكننده مؤمن، روح تأييدكننده پيامبران، روح متعلّق به فرشتگان ، همگى از افاضه هاى روح مطلق است. [٦]
[١] ر.ك : همان، ج١٣، ص٢٠٩، ذيل آيه ٨٥ سوره اسراء.[٢] همان، ج١٢، ص٢١٨، ذيل آيه ٢ سوره نحل.[٣] ر.ك : همان، ج٢٠، ص٨، ذيل آيه ٤ سوره معارج.[٤] ر.ك : همان جا .[٥] ر.ك : همان، ج٢٠، ص٢٧٤ ، ذيل آيه ٣٨ نبأ.[٦] ر.ك : همان جا.