مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢١٩
پرهيز از اطناب كلام ، از بيان آنها خوددارى مى كنيم . [١] گفتنى است كه فيض كاشانى نيز تقريبا تا همين جا ، با ديدگاه او همراهى مى كند ، ولى وقتى به توضيح و تفسير اجزاى اربعه مذكور مى رسد ، چنين مى نويسد : اجزاى چهارگانه مذكوره ، اشاره دارد به جهت الاهيّت پروردگار و عوالم سه گانه اى كه مشمول آن هستند و عبارت اند از : عالم عقول مجرّده از مادّه و صورت ، عالم خيال مجرّد از مادّه غير از صورت ، و عالم اجساد مقارن با مادّه . و به عبارتى ديگر ، اين چهار جزء ، عبارت اند از چهار عالم : حسّ ، خيال ، عقل و سرّ . و يا به عبارتى ديگر ، عبارت اند از عوالم : شهادت ، غيب ، غيب الغيب و غيب الغيوب . و يا به عبارتى ديگر ، عبارت اند از عوالم : ملك ، ملكوت ، جبروت و لاهوت . و جزئى كه مكنون واقع شده است ، همان سرّ الهى و يا غيب لاهوتى است . [٢] امّا ملّا صدرا در ادامه تحليل خود ، مى گويد : فالظاهر هو اللّه ، الخ : و اين به آن خاطر است كه گفتيم : مراد از اسم در اين جا ، عين مسمّى است ، فلذا ظاهر نيز همان عين مظهر خواهد بود . سپس او در نحوه انشعاب اركان دوازده گانه و بعد از آن در انشعاب ساير اسماى حسنى از اين اركان ، به احتمالاتى اشاره مى كند كه ما تنها به دو وجه مهمّ آن ـ كه اقرب از همه به ذهن مى رسند ـ اكتفا مى كنيم : وجه اوّل : اين است كه هر كدام از سه جزء ظاهره مذكوره (مطابق احتمالى كه ذكر شد ، يعنى : علم ، اراده و قدرت) ، داراى چهار مرتبه متفاوت هستند : علم ، داراى چهار مرتبه : تعقّل (متعلّق به عقل كلّى) ، توهّم يا تفكّر (متعلّق به نفس ناطقه) ، تخيّل (متعلّق به نفس حيوانى) و احساس (متعلّق به طبيعت حسّى) است .
[١] ر . ك : شرح اُصول الكافى ، ج ٣ ، ص ٢٣٦ و ٢٤٥ .[٢] ر . ك : الوافى ، ج ١ ، ص ٤٦٣ و ٤٦٤ .