مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٦٣
بشود تا بسيارى از سوء برداشت ها و مسائل پيرامون اين احاديث ، رفع شوند.
ديدگاه اجمالى علّامه طباطبايى درباره اراده الهى و روايات آن
ايشان در تمام آثار خود ، به صراحت بيان مى كند، حقّ اين است كه اراده، از صفات فعل است. [١] دليل اصلى ايشان در اين مسئله، آيات قرآن و روايات است. ايشان اراده در قرآن را به معناى «ايجاد» تفسير مى كند، [٢] مانند اين آيه : «إِنَّمَآ أَمْرُهُ إِذَآ أَرَادَ شَيْئا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ» . [٣] وى معتقد است كه اراده اى كه در اخبار آمده، از «صفات فعليه» ، مانند رزق، خلق و آفرينش است [٤] و روايات وارده در اين باب را در جايى ، «متواتر» [٥] و در جاى ديگر ، «مستفيض» گفته است. [٦] بر اين اساس، علّامه، صفت ذاتى بودن اراده را رد مى كند و تفسير اراده الهى را به «علم به نظام احسن» قبول نمى كند . ايشان در تعليقه خود بر اسفار مى نويسد : معنايى كه براى «اراده» كرده و آن را منطبق بر «علم به خير و ملائم» دانسته، تمام نيست؛ چون آن معنايى را كه ما از اراده، تعقّل مى كنيم، متضمّن معناى اراده نيست، اگر چه مصداق آن ـ كه كيف نفسانى است ـ مثل ساير صفات نفسانى، مانند حبّ، رضا، غضب و...، ملازم علم باشد و تجريد معناى [اراده] از شوائب نقص و عدم، موجب دخول معناى علم در آن نمى شود... . پس اراده، منطبق بر صفت علم نيست و حقْ اين است كه اراده، از مقام فعل، از حيث انتسابش به قدرت قاهره حق تعالى يا از گردآمدن علل تامّه فعل ـ كه ايجاب حقّ بدان تعلّق گرفته است ـ ،
[١] ر. ك : الميزان، ج ٢، ص ٥٦٦؛ رسائل توحيدى ، ص ١٣٢؛ نهاية الحكمة ، ص ١٧٠.[٢] ر. ك : الميزان، ج ١٧، ص ١٧١.[٣] سوره يس ، آيه ٨٢ .[٤] ر. ك : بحار الأنوار ، ج ٤ ، ص ١٣٧.[٥] ر.ك: رسائل توحيدى، ص٣٢.[٦] ر. ك : الميزان ، ج ١٧ ، ص ١٧٦ .