مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٦١
اين كه هيچ آيه يا روايت قطعى، نمى تواند به اثبات امرى بپردازد كه عقل، آن را محال مى شمارد. پس اين روايات مى توانند مورد نقّادى عقلى قرار گيرند. [١] ديگر اين كه عقل و تفكّر، از دست يافتن به تمامى حقايق ناتوان اند. [٢] بنا بر اين ، مباحث اعتقادى، در بخشى، به براهين عقلى و در بخشى ديگر ، به نقل، كتاب و سنّت قطعى، متّكى هستند. [٣] به عنوان مثال ، در بحث اراده الهى و اين كه از صفات فعل است يا ذات ـ كه بحث اصلى اين مقاله است ـ به روايات، متّكى است و تأويل انديشمندان ديگر را نمى پذيرد. از ديدگاه علّامه، سه راه براى دستيابى به حقيقت وجود دارد: عقل، وحى و كشف. در اين ميان، عقل، ابزارى عام است كه در اختيار عموم گذاشته شده است. امّا آن دو امر ديگر، فقط در اختيار افراد معدودى از انسان ها قرار دارد. [٤]
ديدگاه استاد سيّد جلال الدين آشتيانى ، درباره روايات اعتقادى
شيوه كار اين استاد ، به طور كلّى، عقل گرايانه در عين توجّه و تعبّد به روايات بود، چه در كار تدريس و چه در امر تحقيق. ايشان به ندرت بر يك روش عقلى يا نقلى تكيه مى كرد و سعى وى اين بود كه سنّتِ معمول عالمان ما را ـ كه در طول قرون گذشته داشته اند ـ ، حفظ كند. استاد آشتيانى، همچنين به زمينه هاى تاريخى مسائل عقلى، روايى و قرآنى توجّه داشت و بارها اشاره مى كرد كه هر كس مى خواهد معارف اسلامى را از طريق عقل و برهان در يابد، بايد بخش عمده روايات و سنّت پيامبر را مورد مطالعه جدّى قرار دهد. [٥]
[١] ر.ك: همان، ج ٨، ص ٣١٨.[٢] ر.ك: همان، ج ٦، ص ٥٩٥.[٣] ر.ك: همان، ج ١٤، ص ٢٠٥ و ٢٠٦.[٤] ر.ك: همان، ج ١٠، ص ١٩٢ و ١٩٣.[٥] صدراى زمان، يادنامه حكيم متألّه سيّد جلال الدين آشتيانى، ص ٦٣.