مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٧٣
نظرى و عملى و عقل جوهرى را در روايات ، به عقل نسبت مى دهد [١] و غزالى ، عقل را به معناى عقل عاقبت انديش مى داند. [٢] در نهايت ، مراد از عقل ، همان عقل فطرى است كه خداوند به انسان بخشيده و مبناى سازگارى عقل و دين قرار مى گيرد.
چيستىِ دين
واژه «دين» ، همانند عقل ، از جهت ريشه شناسى و اصطلاحى ، قابل كند و كاو و پژوهش است .
ريشه شناسى دين
دانشمندان لغت شناس در زمينه ريشه شناسى واژه دين ، نظريات متفاوتى ارائه كرده اند. اين ديدگاه ها را مى توان به سه دسته تقسيم نمود: ١ . دين ، واژه اى كرامى و عبرى است ، به معناى حساب ؛ ٢. دين ، واژه خالص عربى است و به معناى عادت و استعمال ؛ ٣ . دين ، واژه اى است فارسى و به معناى ديانت ، يعنى كيش و ديندارى. برخى لغت شناسان ، معتقدند كه دين ، واژه اى پارسى بوده است كه در زبان عربى عصر جاهلى نيز به كار رفته است. چنانچه در حواشىِ برهان قاطع ، ذيل مدخل «دين» آمده است كه اين واژه ، در پهلوى و اوستايى ، به معناى كيش، خصايص روحى، تشخّص معنوى و وجدان ، به كار رفته است. از جمله ، دين ، در زبان هاى اَكَّدى و آرامى ، به معناى قانون ، حق و داورى بوده و از اين راه ، وارد زبان عربى شده است. [٣] از ميان معانىِ مختلف دين ، به گواهى كتب لغت و تفسير ، واژه دين در آيات قرآنى، غالباً در دو معناى طاعت و جزا، و گاه در معناى قرض ، حساب و حكم
[١] همان ، ص ٢٢٥ .[٢] إحياء علوم الدين، ج ١ ، ص ١٠٢ .[٣] دايرة المعارف تشيّع، ج ٧ ، ص ٦١٢ .