مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٨١
زيديه را كه به عنوان تمسخر جفر بيان شده ، نقل مى كند [١] و حال آن كه ادعاى شيعيان در مورد علم امام ، در تاريخ زندگى ائمه عليهم السلام در موارد فراوانى به اثبات رسيده است . ابن خلدون در مورد جفر مى نويسد : و بدان كتاب جفر ، اصلش آن است كه هارون بن سعيد عجلى از سران زيديه كتابى داشت كه آن را از امام صادق عليه السلام روايت مى كرد و علم آنچه براى اهل بيت به طور عموم و براى برخى از ايشان به طور خاص قرار بوده اتفاق افتد ، در آن بود . و تفسير قرآن و آنچه از عجايب معانى در بطون قرآن هست ، در آن است كه از جعفر صادق عليه السلام روايت شده است . [٢] امّا در قرن پنجم ، خلفاى عبّاسى همگى منجّم داشتند كه از حوادث آينده به آنها خبر مى دادند . ابو العلا ، اين عقيده را به طنز بيان كرده و مى نويسد : لقد عجبوا لآل البيت لما آتاهم علمهم فى جلد جفر و مرآة المنجّم هى صغرى تريه كل عامرة و قفر . [٣] البته تفسير ابو العلا نيز غلط است و ائمه عليهم السلام خود چنين بيان نفرموده اند . ابن عربى ، با تفسير عرفانى خود ، جفر را در مسير علم حروف قرار داده [٤] و پس از او نيز تفاسير در مورد جفر در همين مسير است . روشن است علم حروفى كه ابن عربى مطرح مى كند ، هيچ ارتباطى با جفر ائمه عليهم السلام ندارد ؛ زيرا اهل بيت عليهم السلام خود چنين چيزى را در مورد جفر نفرموده اند .
[١] ر. ك : تأويل مختلف الحديث ، ص ٧٠ ـ ٧١ .[٢] مقدمه ابن خلدون ، ج ١ ، ص ٣٦٤ ـ ٣٦٥ .[٣] الأنوار البهية ، ص ٥١ ؛ وفيات الاعيان ، ج ٣ ، ص ٢٤٠ . ترجمه : از حماقت مردم در عجبم ؛ چرا كه وقتى اهل بيت عليهم السلام ادعا مى كنند ، پوست بزغاله اى به ما رسيده كه علم ايشان (به حوادث آينده) در آن هست ، از ايشان نمى پذيرند ، امّا سخن منجّم را كه در آينه كوچك تر از پوست بزغاله حوادث ديده مى شود ، مى پذيرند .[٤] ر. ك : ينابيع المودّة لذوى القربى ، ج٣، ص٢٢٢؛ شرح المواقف ، ص٢٧٦؛ كشف الظنون، ج١، ص٥٩١ .