مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤١
ديگر ، توضيح داده شده ، اين است كه كيفر و پاداش مردم در روز جزا ، به مقدار عقل ايشان است . {-٤-}
ماهيت عقل و جهل
عقل در لغت، مصدر عَقَلَ يَعقِلُ ، به معناى درك كردن و فهميدن و تدبّر است . گاهى مى گويند : ما فعلت منذ عقلت ؛ يعنى از وقتى درك كردم ، چنين كارى نكردم . [٢] گاهى هم به معناى عقال و قيد و بستن و گره زدن آمده است . لذا ادراكاتى را كه انسان ، در دل پذيرفته و عقدِ قلبى نسبت به آنها بسته است ، عقل مى گويند . [٣] به عبارت ديگر ، عقلْ در اصل لغت ، به معناى تعقّل اشيا و فهم و درك آنهاست و در اصطلاح ، بر شش معنا اطلاق شده است: ١ . قوّه ادراك و تشخيص خير و شرّ ، كه مناط تكليف و پاداش و كيفر است ؛ ٢ . قوّه و ملكه نفسانى ، كه آدمى را به انجام دادن خيرات و اختيار منافع و اجتناب از شرور و مضرات فرا مى خواند ؛ ٣ . قوّه تدبير زندگى يا عقل عملى ، كه به امور زندگانى مردم نظم مى دهد ؛ ٤ . عقل نظرى ، كه علم به حقايق اشياست و چهار مرتبه دارد: عقل هيولانى، عقل بالملكه، عقل بالفعل، و عقل بالمستفاد ؛ ٥ . عقل به معناى نفس ناطقه انسان ، كه او را از ديگر حيوانات جدا مى كند ؛ ٦ . جوهرى كه ذاتا و فعلاً از مادّه و آثار آن مجرّد است ، كه اساس و پايه جهان ماوراى طبيعت و عالم روحانيت است ، يعنى عقل به معناى صادر اوّل و دوم و ... . [٤] بيشتر احاديث وارده در كتاب عقل و جهل الكافى ، در دو معناى نخستْ ظهور دارد . البته گاهى هم ، معانى ديگر آن ، در نظر گرفته شده است . [٥] مثلاً منظور از عقل
[١] ر. ك : اُصول الكافى ، ج ١ ، ص ١١ .[٢] المنجد ، ص ٥٢٠ .[٣] قاموس قرآن ، ج ٥ ، ص ٢٨ ؛ تربيت عقلانى ، ص ١٧ ـ ١٩ ؛ غرر الحكم ودرر الكلم ، ص ٤٨٢ .[٤] تربيت عقلانى ، ص ٢٠ ـ ٢٢ ؛ رساله شرح حديث علوى ، ص ٧٠٣ ـ ٧٠٥ ؛ غررالحكم ودررالكلم ، ص ٤٨٣ ؛ الحكمة المتعالية فى الأسفار العقلية الأربعة ، ج ٣ ، ص ٤١٨ ـ ٤٢١ و ٤٢٨ ـ ٤٣٣ .[٥] مرآة العقول ، ص ٢٥ ـ ٢٧ .