مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٩٦
شايد به همين دليل است كه علّامه مجلسى مى گويد : وهو وإن كان من غرائب التأويل فهو مروى باسانيد جمّة . [١] به هر شكل ، ظاهر تفسير ياد شده ، افزون بر اين كه با سياق لغت و قواعد نمى سازد ، به استخفاف شأن امام نيز مى انجامد ؛ دشوارتر آن كه در آيه «فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ» ، [٢] ضمير «رأوه» ، به على عليه السلام بازگردانده شده است و مى گويد : «فلمّا راوا عليّا سيئت وجوه الذين كفروا ...» [٣] كه اين ارجاع ضمير ، كار را مشكل مى سازد . بى شك ، توهّم زايى و مشكل آفرينى مواردى كه به عنوان نمونه بيان گرديد ، ضرورت تأمّل بيشتر در جهت شناخت دقيق تر موضوع را مى طلبد .
راه برون رفت از چالش ها
در اين جا مجال آن نيست كه به تفصيل ، يكايك احاديث باب را واكاوى نماييم ؛ امّا به اشارت و اختصار ، يادآورى نكاتى را كه تا حدودى به حلّ مشكل و عبور از برخى چالش ها مدد مى رسانند ، مفيد و مناسب مى دانيم . ضمن آن كه ممكن است بيان اين موارد ، در جهت رفع اتّهام از ساحت بزرگانى چون كلينى (اين بزرگ محدّث شيعى كه آماج برخى حملات و نسبت هاى واهى از سوى كج انديشان و يا معاندان قرار گرفته است) ، [٤] مؤثّر باشد .
يكم . لزوم جداانگارى تطبيق از تفسير و به هم درنياميختن آن دو
از اين حقيقت نبايد غافل ماند كه اهل بيت عليهم السلام ، همواره درصدد تفهيم مقصود و
[١] مرآة العقول ، ج ٥ ، ص ٩٢ .[٢] سوره ملك ، آيه ٢٨ .[٣] الكافى ، ج ١ ، ص ٤٢٥ ، ح ٦٨ .[٤] در اين زمينه ، به شبهات القا شده ، از سوى امثال گلدزيهر ، ذهبى ، محمّد مال اللّه ، احسان الهى ظهير و ديگر نويسندگان وابسته به جريان وهّابيت مراجعه شود .