مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٢٤
تنها به عهده خداست كه بيان كند : «خداوند هيچ كسى را تكليف نمى كند مگر به اندازه توان او» و «خداوند هيچ كس را تكليف نمى كند مگر به اندازه اى كه به او عطا كرده است» » . گر چه به ظهور اولى در اين حديث شريف ، معرفت ، به طور مطلق نفى شده است ؛ ولى با توجّه به اين كه سؤال كننده از ابزار معرفت پرسيده است، معلوم مى شود كه سؤال ، به معرفت خداوند سبحان و امور ديگرى كه بشر با قواى ادراكى خود از معرفت آنها ناتوان است ، اختصاص دارد ، مانند افعال الهى. از سوى ديگر ، امام عليه السلام در جواب ، با استشهاد به دو آيه مذكور ، به اين نكته اشاره كرده است كه معرفت ، از توان بشر خارج است و معلوم است اوّلين معرفتى كه از عهده و توان قواى ادراكى بشر خارج است ، معرفت خداوند سبحان است. حديث دوم . محمّد بن حكيم مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: الْمَعْرِفَةُ مِنْ صُنْعِ مَنْ هِىَ؟ قَالَ: مِنْ صُنْعِ اللَّهِ ، لَيْسَ لِلْعِبَادِ فِيهَا صُنْعٌ ؛ [١] معرفت ، كار كيست؟ فرمود: «كار خداست و بندگانْ در معرفت ، كاره اى نيستند» . حديث سوم . امام صادق عليه السلام مى فرمايد: سِتَّةُ أَشْيَاءَ لَيْسَ لِلْعِبَادِ فِيهَا صُنْعٌ: الْمَعْرِفَةُ وَ الْجَهْلُ وَ الرِّضَا وَ الْغَضَبُ وَ النَّوْمُ وَ الْيَقَظَةُ ؛ [٢] شش چيز است كه كارِ بندگان نيست: معرفت و جهل، رضايت و غضب، خواب و بيدارى. در اين دو حديث ، هر معرفتى به طور مطلق ، فعل خداوند شمرده شده است ، نه فعل بندگان. بر اساس اين دو روايت ، به يقين و بى هيچ شك و ترديد مى توان گفت كه همه معارفى كه ما به آن دست پيدا مى كنيم ، از ناحيه خداوند سبحان به ما عطا مى شوند ؛ ولى آيا معرفت همه آنها را خداوند سبحان به يك نحو به ما عطا مى كند يا
[١] . الكافى ، ج ١ ، ص ١٦٣ ؛ التوحيد ، ص ٤١٠ ؛ المحاسن ، ج ١ ، ص ١٩٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٥ ، ص ٢٢٢ .[٢] . الكافى ، ج ١ ، ص ١٦٤ ؛ التوحيد ، ص ٤١١ ؛ الخصال ، ج ١ ، ص ٢٣٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٥ ، ص ٢٢١ .