دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧
ج ـ مسجد خَيف
٣٧٢٤.تفسير القمّى: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع در مسجد خَيف فرمود: «من پيش از شما مى روم و شما در كنار حوض [كوثر] ، بر من وارد مى شويد؛ حوضى كه پهنايش از بُصرى [١] تا صنعاست، [٢] و در آن ، جام هايى سيمين به شمار ستارگان وجود دارد. بدانيد كه من درباره دو گران سنگ ، از شما خواهم پرسيد». عرض كردند: اى پيامبر خدا! دو گران سنگ چيست؟ فرمود: «كتاب خدا كه گران سنگِ بزرگ تر است. يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگرش در دست شما. پس بدان چنگ زنيد تا هرگز گم راه نشويد و هيچ گاه نلغزيد. و گران سنگ كوچك تر ، عترت من ، يعنى اهل بيت من است. خداوند لطيف و آگاه ، به من خبر داد كه اين دو ، هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض بر من درآيند. آن دو ، به سان اين دو انگشت من اند ـ و دو انگشت نشانه اش را كنار هم قرار داد ـ . نمى گويم همانند اين دو ـ و انگشت نشانه و ميانه اش را كنار هم نهاد ـ كه يكى بر ديگرى فزونى دارد».
٣٧٢٥.الإقبال ـ در بيان رخدادهاى حجّة الوداع ـ: چون آخرين روز از روزهاى تشريق [٣] شد، خداوند سوره «اذا جاء نصر اللّه والفتح» تا آخر آن را بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرو فرستاد. پيامبر فرمود: «خبرِ درگذشتم ، به من داده شد». پس به سوى مسجد خيف رفت و وارد مسجد شد و مردم را بانگ داد كه جمع شوند. مردم ، گرد آمدند. پيامبر صلى الله عليه و آله حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و به ايراد خطبه پرداخت و در آن فرمود: «اى مردم! من دو گران سنگ در ميان شما بر جاى مى گذارم: گران سنگ بزرگ تر ، كتاب خداست كه يك سوى آن در دست خداوند عز و جل است و سوى ديگرش در دست شما. پس بدان چنگ زنيد. و گران سنگ كوچك تر ، عترت من، يعنى اهل بيت من است. خداى لطيف و آگاه ، مرا خبر داد كه اين دو هيچ گاه از يكديگر جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر ، بر من درآيند. آن دو ، به سان اين دو انگشت من هستند ـ و دو انگشت نشانه اش را به هم چسباند ـ ، نمى گويم همانند اين دو هستند ـ و انگشت نشانه و ميانه اش را به هم چسباند ـ كه اين بر اين فزونى دارد».
[١] دو بُصرى داريم: يكى در شام و از توابع دمشق است، و ديگرى از روستاهاى بغداد نزديك عُكبراء قرار دارد (معجم البلدان: ج ١ ص ٤٤١).[٢] صنعا: قصبه اى است در يمن و از نيكوترين شهرهاى آن است (معجم البلدان: ج ٣ ص ٤٢٦).[٣] ايّام التشريق ، سه روزِ پس از عيد قربان است. از آن روى آنها را بدين نام خوانده اند كه در اين سه روز ، گوشت [قربانى] را «تشريق» ، يعنى قطعه قطعه ، مى كنند و در آفتاب پهن مى كنند تا بخشكد (النهاية: ج ٢ ص ٤٦٤ «شرق»).