دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٩
٣٤٠٢.الخصال ـ به نقل از محمّد بن ابى عمير ـ: در تمام دوران مصاحبتم با هشام بن حكم ، چيزى زيباتر از اين سخن درباره عصمت امام ، از او نشنيدم و بهره نبردم. روزى از او پرسيدم: آيا امام ، معصوم است؟ گفت: «آرى». گفتم: نشان عصمتِ او چيست و به چه چيزى شناخته مى شود؟ گفت: «خاستگاه همه گناهان ، چهار چيز است و پنجمى ندارد: آزمندى، حسادت، خشم ، شهوت. و هيچ يك از اينها در امام نيست. روا نيست بر اين دنيا كه زير نگينِ اوست ، آزمند باشد؛ چرا كه او خزانه دار مسلمانان است. بنا بر اين ، به چه چيز آز ورزد؟! روا نيست حسود باشد؛ چرا كه انسان به كسى حسادت مى ورزد كه برتر از اوست، و احدى برتر از امام نيست. بنابر اين، به كسى كه پست تر از اوست ، چه حسادتى بورزد؟! روا نيست براى چيزى از امور دنيا به خشم آيد ، مگر آن كه خشمش براى خداوند عز و جل باشد؛ چرا كه خداوند عز و جل اجراى حدود را بر او واجب گردانيده است و موظّف است در راه خدا ، سرزنش هيچ سرزنشگرى در او كارگر نيفتد و در [اجراى احكام و حدود] دين خدا ، دلسوزى او را درنگيرد تا آن كه حدود خداوند را اجرا كند. روا نيست كه از خواهش هاى نفسانى پيروى كند و دنيا را بر آخرت برگزيند؛ زيرا خداوند ، آخرت را محبوب او قرار داده است؛ چنان كه دنيا را محبوب ما. پس او همواره آخرت را در نظر دارد، چنان كه ما دنيا را. آيا هرگز ديده اى كسى روى زيبايى را به خاطر رويى زشت، و خوراك لذيذى را به خاطر خوراكى تلخ، و جامه لطيفى را به خاطر جامه اى زبر، و نعمت پايدار و ماندگارى را به خاطر دنيايى رفتنى و فناپذير ، رها كند؟!